نگاه تحلیلی و پر جزئیات به خانواده گوشی های میان رده آنر 7C، آنر 7A و آنر 7S

نگاه تحلیلی و پر جزئیات به خانواده گوشی های میان رده آنر 7C، آنر 7A و آنر 7S

نگاه تحلیلی و پر جزئیات به خانواده گوشی های میان رده آنر 7C، آنر 7A و آنر 7S

موبایل های پرچمدار طی چند ماه به شکلی باورنکردنی از دسترس ما خارج شده اند و حالا بخش زیادی از کاربران دنیای تکنولوژی به دنبال گزینه های مناسب در بین میان رده ها و حتی محصولات اقتصادی می گردند. افزایش بدون منطق نرخ ارز در کنار سودجویی وارد کنندگان، بازار موبایل را در عین نابسامانی به رکود فرو برده و بلاتکلیفی صدها هزار گوشی باقی مانده در گمرک یا ضبط شده توسط دستگاه قضایی هم به این وضعیت دامن زده اند.

 

 

 

وزیر ارتباطات چندی پیش از آغاز ترخیص ششصد هزار دستگاه گوشی وارداتی از گمرک خبر داد که قرار است از طریق فروشگاه های اینترنتی به فروش برسند؛ اقدامی که نه تنها از نظر شیوه توزیع و فروش کاملاً مبهم است، بلکه تغییر محسوسی هم در قیمت ها ایجاد نخواهد کرد. بین این گوشی ها، تعداد زیادی از محصولات آنر و به خصوص موبایل های آنر 7C، آنر 7A و آنر 7S به چشم می خورند که به زودی وارد بازار می شوند. به همین دلیل در این مطلب می خواهیم نگاه کوتاهی داشته باشیم به شباهت ها، تفاوت ها و ویژگی های شاخص هرکدام از این سه مدل تا بتوانید با آگاهی بیشتر یکی از آنها را بخرید. با دیجیاتو همراه باشید.

مشخصات کلی

 

 

 

خانواده آنر 7 در حال حاضر چهار گوشی با مشخصات مختلف را در بر می گیرد (البته به جز خود آنر 7 که سال 2015 معرفی شد). قبلاً با قوی ترین گوشی این خانواده یعنی آنر 7X آشنا شده اید، محصولی که در زمان معرفی با قیمت زیر 1.5 میلیون تومان در دنیای میان رده ها پادشاهی می کرد ولی اکنون قیمتی نامشخص (بین 3.5 تا 4 میلیون تومان) دارد. پس از آن آنر 7C با قیمت 2.5 تا 3 میلیون تومان جای می گیرد. آنر 7A با قیمت حدود 2.2 میلیون تومان جایگاه بعدی را در اختیار دارد و نهایتاً آنر 7S را با قیمت حدود 2 میلیون تومان داریم. جدول زیر مشخصات اصلی این سه گوشی را نشان می دهد:

مشخصات آنر 7C آنر 7A آنر 7S
وزن 164 گرم 150 گرم 142 گرم
جنس بدنه آلومینیوم آلومینیوم پلاستیک
نمایشگر 5.99 اینچی IPS LCD 5.7 اینچی IPS LCD 5.45 اینچی LCD
رزولوشن 1440×720 پیکسل 1440×720 پیکسل 1440×720 پیکسل
سیستم عامل اندروید 8.0 اندروید 8.0 اندروید 8.1
چیپست اسنپدراگون 450 اسنپدراگون 430 مدیاتک MT6739
حافظه رم 3 گیگابایت 2 گیگابایت 2 گیگابایت
حافظه داخلی 32 گیگابایت 16 گیگابایت 16 گیگابایت
دوربین اصلی دوگانه 2+13 مگاپیکسلی 13 مگاپیکسلی 13 مگاپیکسلی
دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی + فلاش 8 مگاپیکسلی + فلاش 5 مگاپیکسلی + فلاش
ظرفیت باتری 3000 میلی آمپر ساعت 3000 میلی آمپر ساعت 3020 میلی آمپر ساعت

اینکه حروف انتهای نام این گوشی ها با چه فلسفه ای انتخاب شده را ما هم نمی دانیم. با این حال همان طور که می بینید خانواده جدید میان رده های آنر تفاوت های زیادی دارند؛ از اندازه و نوع نمایشگر گرفته تا سخت افزار پردازشی و دوربین. در ادامه به ترتیب ویژگی های هرکدام از این سه گوشی را مرور می کنیم.

آنر 7C

 

 

 

شرکت سازنده، آنر 7C را ارزان ترین گوشی با دوربین دوگانه نامیده که با قیمت جهانی زیر 200 دلار ادعای درستی به نظر می رسد. طراحی زیبا با نمایشگر 18:9 و کیفیت ساخت بسیار خوب بدنه آلومینیومی (که متأسفانه یکپارچه نیست) باعث می شود تا آنر 7C حس میان رده های گران قیمت را به شما منتقل کند.

به خاطر حاشیه کم اطراف نمایشگر، آنر 7C با وجود نمایشگر 5.99 اینچی به خوبی توی دست جا می گیرد و دسترسی به دکمه های پاور و ولوم در سمت راست بدنه یا حسگر اثر انگشت پشت بدنه چندان دشوار نیست. هواوی در کنار حسگر اثر انگشت سریع، فناوری تشخیص چهره را هم در آنر 7C به کار گرفته که در شرایط نوری مناسب، به سرعت شما را تشخیص می دهد.

 

 

 

نمایشگر 5.99 اینچی آنر 7C از نوع IPS LCD با نسبت تصویر 18:9 انتخاب خوبی برای تماشای فیلم و بازی کردن به شمار می رود. رزولوشن اچ دی پلاس (1440×720 پیکسل) برای صفحه 6 اینچی صرفاً با هدف کاهش هزینه تمام شده قابل توجیه است، چون با تراکم 269 پیکسل در هر اینچ با کمی دقت می توانید پیکسل ها را از هم تشخیص دهید. با این حال کیفیت کلی نمایشگر از نظر غنای رنگ، کنتراست، روشنایی و زاویه دید کمی پایین تر از حد انتظار است و آنر می توانست از پنل با کیفیت تری استفاده کند.

یکی از تصمیمات خوب آنر در این گوشی، استفاده از چیپست اسنپدراگون 450 است که به مراتب بهتر از اسنپدراگون 425، 430 و 435 عمل می کند. این چیپست با فرایند بهینه 14 نانومتری ساخته شده و به پردازشگر گرافیکی ادرنو 506 مجهز است. حضور 3 گیگابایت حافظه رَم هم باعث می شود تا به راحتی بتوانید تعداد زیادی اپلیکیشن را به شکل همزمان در حافظه نگه دارید. آنر 7C یکی از روان ترین تجربه های EMUI را در بین گوشی های میان رده و اقتصادی هواوی و آنر در اختیار شما می گذارد و حتی می توانید برای اجرای بازی های روز با سطح گرافیکی متوسط هم روی این گوشی حساب کنید.

 

 

 

در بخش عکاسی، آنر از دوربین اصلی دوگانه در آنر 7C استفاده کرده که یکی از آنها حسگر 13 مگاپیکسلی و دیگری حسگر 2 مگاپیکسلی دارد. با این حساب می توانید افکت بوکه را روی تصاویر اعمال کنید. کیفیت دوربین آنر 7C حیرت انگیز نیست ولی برای موبایلی در این رده قیمتی، کاملاً راضی کننده است. البته همانند اکثر گوشی های اقتصادی و میان رده، نباید برای عکاسی شبانه روی دوربین آنر 7C حساب کنید.

دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی آنر 7C هم کیفیت مناسبی دارد و می توانید در محیط های پرنور عکس های خوبی ثبت کنید. برای عکاسی شبانه هم آنر فلاش مخصوص سلفی را در قسمت جلوی گوشی تعبیه کرده اما استفاده از آن تفاوت خاصی را در عکس هایتان ایجاد نمی کند.

در مجموع آنر 7C را می توان یکی از گزینه های معقول در بخش میان رده های اقتصادی بازار در نظر گرفت که امکانات مناسبی را در اختیارتان می گذارد. مهم ترین مزیت این گوشی، عملکرد روان رابط کاربری و اجرای مطلوب نرم افزار ها و بازی های نیمه سنگین است. نمایشگر بزرگ و با کیفیت در کنار دوربین های مناسب را هم باید به فهرست ویژگی های خوب این گوشی اضافه کرد.

آنر 7A

 

 

 

آنر 7A همزمان با آنر 7C معرفی شده و مشخصات پایین تری دارد. طبیعیست که با پرداخت 50 دلار کمتر (نسبت به آنر 7C) باید قید برخی امکانات سخت افزاری و نرم افزاری را هم بزنید.

آنر 7A هم بدنه فلزی خوش ساختی دارد که البته باز هم یکپارچه نیست. فریم میانی این گوشی از جنس پلاستیک با روکش شبیه استیل براق ساخته شده که جذاب تر به نظر می رسد. کیفیت کلی ساخت این موبایل کاملاً رضایت بخش است و به خاطر ابعاد مناسب، ارگونومی بهتری نسبت به آنر 7C دارد. حسگر اثر انگشت همچنان پشت بدنه قرار گرفته و انگشت اشاره به راحتی به آن می رسد.

 

 

 

نمایشگر IPS LCD با نسبت تصویر 18:9 و رزولوشن اچ دی پلاس (1440×720 پیکسل) محتوایی با تراکم مناسب 282 پیکسل در هر اینچ را به تصویر می کشد که برای این گوشی ارزان قیمت رقم مناسبی است. از نظر غنای رنگ، کنتراست، زاویه دید و روشنایی هم آنر 7A شما را راضی نگه خواهد داشت.

چیپست اسنپدراگون 430 برای اجرای روان اندروید 8.0 و رابط کاربری نه چندان بهینه EMUI کافی به نظر نمی رسد و این موضوع در استفاده عادی هم محسوس است. این چیپست حدود 3 سال قبل و بر اساس فناوری 28 نانومتری ساخته شده و به همین دلیل، مصرف انرژی نسبتاً بالایی دارد. بنابراین تجربه کاربری آنر 7A در مقایسه با آنر 7C در سطح پایین تری قرار می گیرد. آنر 7A در استفاده روزمره و عادی مشکل خاصی ندارد ولی انتظار اجرای بازی های سه بعدی و سنگین را از آن نداشته باشید.

 

 

 

آنر 7A دوربین اصلی 13 مگاپیکسلی با ضریب اف 2.2 و سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز دارد که برای عکاسی روزمره و آماتور کافی به نظر می رسد. به دلیل فقدان دوربین ثانویه تشخیص عمق، اینجا از افکت بوکه و ایجاد عمق میدان مصنوعی خبری نیست. با این حال کیفیت عکس های دوربین در نور شرایط نوری مناسب کاملاً رضایت بخش است. دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی آنر 7A هم در نور کافی عکس های خوبی می گیرد و به فلاش هم مجهز شده، ولی با این وجود در نور کم عملکرد مناسبی ندارد. در مجموع آنر 7A یک گوشی اقتصادی محسوب می شود و باید به نسبت پولی که برای خریدش پرداخت می کنید، از آن انتظار داشته باشید.

آنر 7S

 

 

 

آنر 7S کوچک ترین و ضعیف ترین گوشی در بین این خانواده کم جمعیت به شمار می رود و برای افرادی مناسب است که قصد دارند با حداقل هزینه از دنیای اندروید بهره مند شوند، اما ارزانی هیچ وقت بی دلیل نیست.

آنر 7S محکم و خوش ساخت است ولی بدنه پلاستیکی آن کمی توی ذوق می زند، ضمن اینکه شیشه روی صفحه هم کاملاً تخت بوده و انحنایی در طرفین ندارد. افرادی که دست های کوچکی دارند حتماً از ابعاد و وزن مناسب این گوشی خوشحال خواهند شد. حاشیه کم اطراف نمایشگر باعث شده تا نمایشگر 5.45 اینچی در این بدنه کوچک جای بگیرد.

 

 

 

صفحه نمایش LCD آنر 7S تا حدودی فراتر از سطح قیمتی گوشی است و روشنایی بسیار بالایی دارد. رنگ ها بسیار غنی و تا حدی اغراق شده به نمایش در می آیند و کنتراست هم بیش از حد بالاست، به گونه ای که گاهی جزئیات بخش های پرنور تصاویر از بین می رود. این نمایشگر با رزولوشن اچ دی پلاس (1440×720 پیکسل) و تراکم 295 پیکسل در هر اینچ، از تمام اعضای دیگر این خانواده واضح تر است.

چیپست به کار رفته در این گوشی یعنی مدیاتک MT6739 به هیچ وجه انتخاب خوبی برای یک گوشی اندرویدی نیست، به خصوص آنر 7S که بر پایه اندروید گو عرضه نشده و باید سیستم عامل اندروید را به همراه رابط کاربری سنگین EMUI اجرا کند. در واقع همانند تجربه ای که با هواوی Y5 پرایم 2018 داشتیم، برای کار کردن با آنر 7S و اجرای ساده ترین برنامه ها به صبر و حوصله زیادی نیاز دارید و باید با وقفه های متعدد کنار بیایید.

 

 

 

دوربین 13 مگاپیکسلی آنر 7S هم همانند دو گوشی قبلی، عملکرد مناسبی دارد و عکس هایی با جزئیات و رنگ های خوب تولید می کند. با این حال سرعت پایین پردازنده گوشی در رابط کاربری دوربین هم شما را اذیت می کند و نمی توانید به سرعت عکس های متوالی بگیرید. دوربین سلفی این گوشی با حسگر 5 مگاپیکسلی همان چیزیست که از یک گوشی کاملاً اقتصادی انتظار دارید و فقط به درد عکس گرفتن در نور کافی می خورد.

آنر 7S یک موبایل کاملاً اقتصادی و پایه است و سازنده تصمیم گرفته به هر قیمتی، هزینه نهایی دستگاه را پایین بیاورد. به همین دلیل پیشنهاد می کنیم فقط در صورتی که هیچ راه دیگری ندارید، این گوشی را بخرید وگرنه با پرداخت اندک مبلغی بیشتر، گزینه های بهتری پیش رویتان خواهد بود.

مقایسه مشخصات اصلی

در ادامه چندین ویژگی اصلی این سه گوشی که احتمالاً در انتخاب نهایی شما تأثیر خواهند داشت، یعنی کیفیت نمایشگر، کارآیی سخت افزاری و دوربین را بررسی می کنیم.

نمایشگر

 

 

 

همان طور که گفتیم، آنر 7C و دو برادر کوچک ترش از نمایشگری با رزولوشن یکسان بهره می برند و به همین دلیل آنر 7S با نمایشگر کوچک تر، تراکم پیکسلی و وضوح بیشتری دارد. جالب اینجاست که بین این سه گوشی، آنر 7C یعنی گران قیمت ترین مدل، ضعیف ترین نمایشگر را دارد. نمایشگر این موبایل از نظر حداکثر روشنایی، زاویه دید و کنتراست، پایین از دو دستگاه دیگر قرار می گیرد. نمایشگر آنر 7S با وجود روشنایی بسیار خوب، رنگ ها را بیش از حد اغراق شده و با کنتراست بسیار بالا نشان می دهد که نتیجه مطلوبی ندارد. بنابراین شاید بتوان نمایشگر آنر 7A را متناسب ترین گزینه بین هر سه مدل دانست.

قدرت پردازش

 

 

 

همان طور که انتظار می رود، قدرت پردازش با قیمت دستگاه رابطه مستقیم دارد. آنر 7C با چیپست اسنپدراگون 450 و سه گیگابایت رَم، عملکرد بسیار خوبی را از خود نشان می دهد و تجربه نسبتاً لذت بخشی را از دنیای اندروید در اختیارتان قرار می دهد. آنر 7A با اسنپدراگون 430 در سطحی پایین تر، باز هم عملکرد قابل قبولی دارد ولی چیپست مدیاتک آنر 7S برای این کار ساخته نشده و بهتر است سازندگان موبایل، چیپست های پایین رده مدیاتک را به دست فراموشی بسپارند. نتایج بنچمارک آنتوتو به خوبی تفاوت کارآیی این سه گوشی را نشان می دهد، به خصوص در زمینه پردازش گرافیکی که اختلاف قابل توجهی بین آنر 7C و آنر 7S دیده می شود. برای مقایسه می توان به چیپست Kirin 659 اشاره کرد که با کسب امتیاز 80000 در این بنچمارک، فقط از نظر گرافیکی بهتر از اسنپدراگون  450 عمل می کند و در باقی موارد تفاوت چندانی ندارد. بدین ترتیب اگر خواهان میان رده ای سریع و قدرتمند هستید که اپلیکیشن ها و بازی های نیمه سنگین را به شکل مناسبی اجرا کند، حتماً باید آنر 7C را انتخاب کنید. همچنان تأکید می کنیم که تا جای ممکن به سراغ آنر 7S نروید. در اینجا قصد بررسی کامل دوربین این سه گوشی را نداریم و فقط می خواهیم چند نمونه عکس ساده را کنار یکدیگر قرار دهیم. سنسورهای به کار رفته در این موبایل های اقتصادی عملکرد خوبی در شب ندارند و به همین دلیل فقط عکس های ثبت شده در نور کافی را ارزیابی می کنیم. در ادامه سه نمونه عکس ثبت شده با دوربین اصلی و یک نمونه عکس سلفی از این سه گوشی را می بینید:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همان طور که می بینید، کیفیت تصاویر ثبت شده توسط آنر 7C و دو برادرش یعنی آنر 7A و آنر 7S تفاوت فاحشی با یکدیگر ندارند و همگی تقریباً در یک سطح هستند. البته از نظر نورسنجی و توازن سفیدی، اندکی تفاوت در عکس ها دیده می شود. جالب است که حتی دوربین سلفی 5 مگاپیکسلی آنر 7S هم از نظر کیفیت در مقایسه با دوربین های 8 مگاپیکسلی دو گوشی دیگر کم نمی آورد.

در مجموع به نظر می رسد آنر سه گوشی اقتصادی اما متفاوت را به بازار عرضه کرده است. اگر توان سخت افزاری بالایی را نیاز دارید حتماً باید آنر 7C را تهیه کنید و با ارگونومی و نمایشگر نه چندان خوب و قیمت نسبتاً بالای آن کنار بیایید. اگر قصد دارید اندکی کمتر هزینه کنید، می توانید آنر 7A را بخرید که سخت افزار ضعیف تری دارد اما از نظر ارگونومی و نمایشگر، بهتر از آنر 7C است. نهایتاً اگر قیمت برایتان اهمیت بسیار زیادی دارد و به دنبال تهیه موبایل با کمترین هزینه هستید، می توانید آنر 7S را در فهرست خرید خود قرار دهید ولی به خاطر سخت افزار ضعیف و عملکرد نامناسب، ما این گزینه را پیشنهاد نمی کنیم.

بررسی کامل گوشی آنر 10 جدید

بررسی کامل گوشی آنر 10 جدید

بررسی کامل گوشی آنر 10 جدید

هرچند قیمت پرچمداران روز به روز بالاتر می رود، اما خوشبختانه کیفیت گوشی های میان رده نیز به مرور بهتر می شود و حالا حتی با رقمی زیر ۴۰۰ دلار می توانید آنر 10 را خریداری کنید. این محصول از نظر سخت افزاری با هواوی پی ۲۰ برابری می کند و برخی از ویژگی های پرچمداران گران قیمت روز بازار را در اختیار شما قرار می دهد، از جمله صفحه نمایش کم حاشیه و بدنه زیبا ساخته شده از شیشه و فلز.

در ادامه با بررسی آنر ۱۰ همراه شوید.

 

طراحی و نمایشگر

 

دوربین آنر 10 از پشت بدنه حدود ۱ میلی متر بیرون زدگی دارد و اولین بار است که در سری آنر چنین اتفاقی رخ می دهد. جنس بدنه مثل آنر 9 از شیشه ۱۵ لایه ساخته شده است. این شیشه ی چند لایه، نور را به دام می اندازد و از هر زاویه که به بدنه نگاه کنید خطوط نورانی متفاوتی می بینید، در نتیجه بدنه ی دستگاه دیرتر از یک موبایل معمولی تازگی خود را برای شما از دست می دهد.

 

 

 

عرضه این تلفن هوشمند در بازارهای آسیایی مثل سنگاپور با قیمت ۴۳۰ دلار آغاز شد و حالا که مدتی در بازار حضور داشته با قیمت زیر ۴۰۰ دلار هم پیدا می شود، اما امکان ندارد از روی طراحی کیفیت ساخت بدنه بتوانید حدس بزنید با یک گوشی نه چندان گران قیمت طرف هستید.

 

 

 

مثل پرچمداران روز بازار، شیشه و فلز روی بدنه با ظرافت به هم می رسند و هیچ نشانی از زبری یا بی دقتی در طراحی به چشم نمی خورد. پشت بدنه قوس ملایمی دارد که برای لمس دلپذیر است و باعث می شود دستگاه با ارگونومی مناسبی در دست قرار گیرد. البته بخشی از ارگونومی مناسب دستگاه هم به ابعاد نه چندان بزرگ بدنه باز می گردد.

آنر 10 از نظر اندازه با نسل قبل از خود تفاوت چندانی ندارد، اما با حذف حاشیه ها، ابعاد صفحه نمایش از ۵/۱ اینچ به ۵/۸ اینچ افزایش یافته است. در عوض حالا باید مثل بیشتر گوشی های جدید بازار، وجود زائده سیاه رنگ را در بالای صفحه نمایش تحمل کنید.

 

 

 

شرکت سازنده علاوه بر حذف حاشیه ها، نسبت صفحه نمایش را هم در آنر 10 از ۱۶ به ۹ به ۱۹ به ۹ تغییر داده است. در تصویر زیر مشاهده می کنید تغییرات انجام گرفته چه میزان صفحه نمایش بیشتری فراهم می کنند.

 

 

 

اما قبل از اینکه به صفحه نمایش بپردازیم باید بگوییم آنر جدید در ۴ رنگ مشکی، خاکستری، سبز و آبی عرضه می شود. حسگر اثر انگشت مثل قبل زیر صفحه نمایش است، اما کاملاً با شیشه ی صفحه نمایش یکدست و هم سطح ساخته شده است، در نتیجه به سختی می توانید بدون نگاه کردن پیدایش کنید. در مورد حسگر اثر انگشت در بخش مربوطه توضیح می دهیم. بقیه ویژگی ها نیز مطابق معمول هستند، از جمله جک ۳/۵ میلی متری هدفون که پایین بدنه کنار درگاه USB-C به چشم می خورد.

صفحه نمایش آنر 10 از رزولوشن +Full HD بهره می برد و در هر اینچ ۴۳۲ پیکسل دارد، در نتیجه از نظر میزان جزئیات نمره قبولی را دریافت می کند. اما این صفحه نمایش IPS LCD برای کسانی ساخته شده که به نمایشگر OLED پرچمدارانی مثل آیفون یا سری گلکسی اس سامسونگ علاقه دارند، چون رنگ هایش به شدت گرم و اغراق شده هستند.

البته اگر بخواهید می توانید با مراجعه به منوی نرم افزاری دستگاه حالت نمایش رنگها را بین گزینه Normal (معمولی) و Vivid (زنده) انتخاب کنید. در هر کدام از این حالت ها باز هم می توانید با استفاده از نمودار و گزینه های پایین صفحه رنگها را کمی گرم یا سرد تر کنید.

 

 

 

اگر حالت Vivid را انتخاب کنید روشنایی سطح نمایشگر به ۵۰۸ نیت می رسد که کمی از آنر 9 (بررسی دیجیاتو) کمتر است اما برای استفاده در محیط های پر نور کفایت می کند. روی حالت های دیگر رنگی حداکثر روشنایی به ۴۴۹ نیت کاهش پیدا می کند و تقریباً با آنر 8  برابر است. اما در همه ی حالت ها نسبت کنتراست صفحه نمایش بین ۱۴۰۰ تا ۱۵۵۰ قرار دارد و نمره قبولی را دریافت می کند. یعنی رنگ های تیره واقعاً تیره هستند و رنگ های روشن با روشنایی مناسبی نمایش داده می شوند.

در منوی تنظیمات یک گزینه هم وجود دارد که زائده سیاه رنگ بالای نمایشگر را به یک حاشیه عادی تبدیل می کند. اگر صفحه نمایش دستگاه OLED بود، پیکسل های داخل فرورفتگی بالای نمایشگر کاملاً خاموش و محو می شدند، اما چون با صفحه نمایش LCD مواجه هستیم این حاشیه مشکی نورانی خصوصاً در شب کاملاً به چشم می آید.

 

 

 

البته جالب این است که حتی در صورت پوشاندن ناچ یا بریدگی های نمایشگر، باز هم دستگاه نوتیفیکیشن ها را همانجا نمایش می دهد، اما روی زمینه ی مشکی.

 

دوربین

 

آنر 10 هم مثل پرچمداران هواوی به دوربین دوگانه مجهز است، یک دوربین ۲۴ مگاپیکسلی سیاه و سفید و دیگری ۱۶ مگاپیکسلی که رنگی است. هر دو دوربین با ضریب اف ۱/۸ عکاسی می کنند اما دوربین سیاه و سفید که رزولوشن بالاتری دارد جزئیات را ثبت می کند و دیگری وظیفه اضافه کردن رنگها را بر عهده دارد. هواوی از زمان P9 (بررسی دیجیاتو) همین رویه را در پیش گرفته و اعتقاد دارد وجود دو دوربین رنگی و سیاه و سفید باعث افزایش کیفیت عکسها می شود.

 

 

 

اما مهمترین تغییر نسبت به نسل قبلی اضافه شدن هوش مصنوعی به دوربین دستگاه است. وقتی دکمه AI Camera را روشن کنید، دستگاه سوژه را از بین ۵۰۰ سناریوی مختلف در ۲۲ دسته بندی تشخیص می دهد و به شکل خودکار بهترین تنظیمات را روی تصویر اعمال می کند. هوشمند بودن دوربین آنقدر برای سازنده مهم است که عبارت AI Camera را پشت بدنه کنار لنز دوربین حک کرده است.

AI Camera به شکل پیشفرض فعال است و عکسهایی که با این حالت گرفته می شوند عموماً نسبت به حالت عادی رنگهایی اغراق شده تر دارند.

 

 

 

اما حتی بدون اعمال افکت های هوشمند نیز کیفیت عکس های دوربین آنر 10 بسیار خوب است. جزئیات تصاویر کافی هستند، کنتراست بالاست و در نور روز هیچ نویزی به چشم نمی خورد.

 

 

 

وقتی در حالت خاموش بودن AI Camera عکاسی می کنید رنگ ها نزدیک تر به واقعیت ثبت می شوند، اما در این حالت کنتراست هم کاهش پیدا می کند، یعنی اختلاف بین روشن ترین بخش تصویر با تیره ترین بخش کمتر می شود.

به گفته ی سازنده این تلفن هوشمند زوم هیبریدی دارد، یعنی اگر موقع عکاسی تا ۲ برابر بزرگنمایی کنید از کیفیت تصویر کم نمی شود. اما با نگاهی به عکس ها مشخص است که زوم هیبریدی آنر 10 به خوبی محصولی مثل P20 نیست و کمی کاهش کیفیت به چشم می خورد که نشان می دهد دستگاه از زوم دیجیتالی بیشتر از زوم اپتیکال کمک می گیرد.

 

 

 

یک نقطه ضعف دیگر دوربین هم اینکه لرزشگیر اپتیکال ندارد و این موضوع می تواند موقع عکاسی یا فیلمبرداری به تار شدن تصویر منجر گردد.

موقع عکاسی در شب باید توجه داشته باشید که گوشی شما نصف یک پرچمدار قیمت دارد و توقع خود را با هزینه پرداختی تنظیم کنید. در عکس هایی که شب می گیرد کمی نویز به چشم می خورد و جزئیات به اندازه عکس های روز نیست، چون دستگاه به شکل دیجیتالی سعی می کند نویز را کم کند و این موضوع به کاهش جزئیات تصویر منجر می شود.

 

 

 

اگر حالت AI Camera را فعال کنید رنگها گرم تر و روشنایی تصویر بیشتر می شوند، اما میزان نویز هم کمی افزایش پیدا می کند.

اما اگر حالت Monochrome را فعال کنید دستگاه فقط از دوربین سیاه و سفید ۲۴ مگاپیکسلی برای عکاسی استفاده می کند. در این صورت عکسهای شب جزئیات بیشتر و نویز کمتری دارند.

 

 

 

حتی عکسهای روز هم روی حالت سیاه و سفید کنتراست مناسب تری دارند، در نتیجه جزئیات بیشتری هم قابل مشاهده است. مثلاً برگ های درختان که روی حالت رنگی به شکل توده ای سبز رنگ بودند حالا در اینجا واضح تر به نظر می رسند. علاوه بر این چون نویز چندانی در حالت سیاه و سفید وجود ندارد دستگاه هم تلاش کمتری می کند به شکل دیجیتالی نویز را کاهش دهد، در نتیجه جزئیات هم کمتر نمی شود.

 

 

 

آنر 10 به همان دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی مجهز است که در P20 و P20 Pro (بررسی دیجیاتو) مشاهده کرده بودیم. تعداد پیکسل های این دوربین یکی بالاترین رقم های بازار است، اما بر خلاف پرچمدارانی مثل P20، دوربین سلفی آنر 10 فوکوس خودکار ندارد و این موضوع ممکن است موقع عکاسی به تار شدن سوژه منجر شود. اما گذشته از این مورد، کیفیت سلفی کاملاً برای یک موبایل زیر ۴۰۰ دلار مناسب است.

وقتی از دوربین اصلی به دوربین سلفی سوییچ می کنید به شکل خودکار حالت پرتره فعال می شود و زمینه سلفی ها را تار می کند. برای روتوش خودکار چهره کاربر نیز می توانید حالت Beauty را روشن کنید و درجه ی آن را بین ۱ تا ۱۰ مشخص نمایید. طبعاً هرچه شدت روتوش بیشتر باشد چهره مصنوعی تر می شود.

 

 

 

در این محصول حتی حالت شبیه سازی نور استودیویی هم وجود دارد. هرچند بیشتر حالت های نورپردازی تفاوت چندانی ایجاد نمی کنند و حالتی که زمینه را سیاه می کند نیز چندان دقیق نیست.

آنر 10 ویدیوها را با رزولوشن 4K و نرخ حداکثر ۳۰ فریم ضبط می کند. کدک مورد انتخاب شما می تواند h.265 یا h.264 باشد که اولی جدیدتر است و حجم کمتری مصرف می کند، اما دومی توسط ابزارهای بیشتری پشتیبانی می شود. میزان جزئیات و رنگ ویدیوهای آنر 10 خوب هستند و کیفیت صدا نمره قبولی را دریافت می کند، اما فقدان لرزشگیر اپتیکال در شرایط پر حرکت احساس می شود.

 

سخت افزار

 

آنر 10 مثل پرچمداران هواوی به چیپست کایرین ۹۷۰ مجهز است. این چیپست قدرتمند از ۴ هسته A73 با قدرت حداکثر ۲/۴ گیگاهرتز و ۴ هسته A53 با قدرت ۱/۸ گیگاهرتز ساخته شده که گروه دوم مصرف انرژی پایینی دارند و برای پردازش های سبک به کمک کاربر می آیند. چیپ گرافیکی دستگاه نیز Mali-G72 MP12 است. این نسخه از مدل ۱۸ هسته ای که در پرچمدارانی مثل گلکسی اس 9 به کار رفته بود ضعیف تر است، اما باز هم یکی از قوی های بازار به حساب می آید. آنر ۱۰ در بازارهای خاورمیانه با حافظه رم ۴ گیگابایت و ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی عرضه می شود، اما در بازارهای دیگر نسخه مجهز به ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی یا ۶ گیگابایت حافظه رم نیز عرضه می شوند. طبعاً با بازی جنگی آنلاین این خصوصیات سخت افزاری امتیاز بنچمارک های آنر ۱۰ با هواوی P20 برابری می کند. این تلفن هوشمند در بنچمارک Geekbench چه در حالت تک هسته ای و چند هسته ای، از نظر قدرت سخت افزاری هم سطح گوشی های مجهز به چیپست اسنپدراگون ۸۳۵ (مثل نوکیا ۸) قرار می گیرد.

 

 

 

 

 

 

امتیاز بنچمارک های گرافیکی هرچند به پرچمداران مجهز به ادرینو ۹۳۰ یا Mali-G72 MP18 نمی رسد، اما برای یک گوشی زیر ۴۰۰ دلاری بسیار مناسب هستند و نشان می دهند دستگاه از توانایی اجرای بازی های سنگین برخوردار است.

 

 

 

 

 

 

اسپیکر

آنر ۱۰ فقط یک اسپیکر دارد که پایین بدنه قرار گرفته است، اما از نظر کیفیت صدا به راحتی می تواند با پرچمداری مثل هواوی P20 برابری کند. کیفیت پخش صدا و قدرت بیس در حد یک تلفن هوشمند مناسب است و بلندی صدا برای لذت بردن از بازی ها یا پخش فیلم در فضای خارج از منزل کفایت می کند.

 

 

 

باتری

آنر ۱۰ مثل هواوی پی ۲۰ به یک باتری با ظرفیت ۳۴۰۰ میلی آمپر ساعت مجهز است و این رقم برای یک محصول ۵/۸ اینچی با صفحه نمایش +FHD کاملاً مناسب به حساب می آید. آنر ۱۰ با این باتری می تواند تا ۱۱:۳۰ ساعت به پخش ممتد ویدیو یا ۱۲ ساعت وبگردی ادامه دهد. یعنی حتی یک روز بسیار شلوغ هم باتری دستگاه را پیش از بازگشت به منزل تمام نمی کند.

باتری نسبتاً بزرگ آنر ۱۰ برای شارژ کامل به ۲ ساعت زمان نیاز دارد اما به لطف فناوری SuperCharge هواوی با شارژ به مدت نیم ساعت تا ۶۰ درصد ظرفیت باتری کامل می شود.

حسگر اثر انگشت

حسگر اثر انگشت آنر ۱۰ با فناوری فراصوتی کوالکام کار می کند و از حسگرهای معمول کمی کند تر است، اما به لطف بروزرسانی اخیر سریعتر شده و حتی به نظر می رسد سریع تر از آنر ۹ عمل می کند. همانطور که در بخش طراحی نیز اشاره کردیم حسگر اثر انگشت کاملاً با سطح نمایشگر یکدست است و بدون نگاه کردن نمی توانید محل دقیق آن را پیدا کنید.

 

 

 

این موضوع موقع استفاده از دستگاه در تاریکی می تواند دردسر ساز شود اما در عوض برای استفاده کردن از جسچرهای حسگر اثر انگشت خوب است. اگر می خواهید لیست اپلیکیشن هایی که اخیراً باز کردید را مشاهده کنید، انگشت خود را روی حسگر به سمت چپ بکشید. برای بازگشت به عقب یکبار وسط حسگر را لمس کنید و برای رفتن به صفحه خانگی کافی است انگشت خود را روی حسگر نگه دارید.

حسگر اثر انگشت حتی اگر دست شما خیس باشد هم کار می کند، اما اگر نمی خواهید از آن استفاده کنید می توانید قفل دستگاه را با اسکن کردن چهره ی خود نیز باز کنید، درست مثل یک پرچمدار گران قیمت امروزی.

 

جمع بندی

 

آنر ۱۰ بدون شک یکی از بهترین گوشی های زیر ۴۰۰ دلار در بازار به حساب می آید. این محصول زیبا صفحه نمایش با کیفیتی دارد و از قدرت سخت افزاری کافی برای اجرای پردازش های سنگین برخوردار است. دوربین دستگاه هم کیفیت خوبی دارد و می تواند به شکل خودکار سوژه را تشخیص دهد، اما از برخی ویژگی های محصولات گران قیمت مثل لرزشگیر اپتیکال بهره مند نیست.

 

 

 

خوشبختانه آنر ۱۰ با وجود سخت افزار قدرتمند خود باتری بزرگی دارد و با هر شارژ کامل به راحتی می تواند یک روز شما را همراهی کند. اما متاسفانه در حال حاضر برنامه ای برای عرضه این محصول ارزشمند در بازار آشفته ی ایران وجود ندارد.

نکات مثبت
  • طراحی زیبا و کیفیت ساخت بالا
  • قدرت سخت افزاری مناسب
  • حافظه داخلی پر ظرفیت
  • عمر باتری مناسب
نکات منفی
  • عدم مقاومت در برابر آب
  • عدم پشتیبانی از کارت حافظه

بررسی کامل هدفون گیمینگ پیشرفته XPG EMIX H30  با SOLOX F30

بررسی کامل هدفون گیمینگ پیشرفته XPG EMIX H30  با SOLOX F30

بررسی کامل هدفون گیمینگ پیشرفته XPG EMIX H30  با SOLOX F30

پیشبینی می شود ارزش صنعت بازی های ویدیویی تا پایان سال ۲۰۱۸ به حدود ۱۸۰ میلیارد دلار رسیده و کمی بعد از ۲۰۰ میلیارد دلار نیز عبور کند. جالب است بدانید این پیشرفت بیشتر از اینکه به خاطر کنسول های اختصاصی بازی محقق شده باشد، به خاطر افزایش فروش ابزارهای گیمینگ مبتنی بر PC به دست آمده است.

طبعاً جایی که انتظار رشد و افزایش درآمد وجود داشته باشد شرکت های مختلف سعی می کنند سهمی از درآمد ها داشته باشند، از جمله ADATA که تا امروز با ساخت انواع حافظه شناخته می شد اما اخیراً با تاسیس زیربرند XPG به حوزه ابزارهای صوتی و گیمینگ وارد شده است.

اولین محصولات صوتی این شرکت تایوانی هدفون گیمینگ XPG EMIX H30 و آمپلی فایر XPG SOLOX F30 هستند که در ابتدا به عنوان دو ابزار مجزا برای علاقه مندان بازی های ویدیویی معرفی شدند، اما کمی بعد ADATA اعلام کرد این دو محصول به خوبی با هم هماهنگ شده اند و قصد دارد آنها را به عنوان یک مجموعه به بازار عرضه کند.

از شما دعوت می کنیم در ادامه با بررسی اولین هدفون و آمپلی فایر ساخت شرکت نام آشنای تایوانی همراه شوید که در حال حاضر با قیمت زیر ۲ میلیون تومان و با گارانتی انحصاری شرکت آونگ در بازار عرضه می شود.

 

محتویات جعبه

 

هدفون XPG Emix H30 در بسته بندی ای بزرگتر از یک جعبه کفش عرضه می شود، اما وقتی بسته را باز می کنید با قطعات متعددی مواجه می شوید که اندازه ی بزرگ آن را توجیه می کنند. قبل از اینکه کارکرد هر قطعه را شرح دهیم ابتدا نگاهی داریم به لیست اقلام داخل جعبه:

  • هدفون Emix H30
  • آمپلی فایر Solox F30
  • پایه رومیزی برای قراردادن هدفون و آمپلی فایر
  • میکروفن قابل جدا شدا شدن
  • کابل USB-A تکی برای انتقال صدا
  • کابل USB-A دوتایی برای انتقال برق و صدا
  • کیسه پارچه ای برای حمل و نقل
  • دفترچه راهنما

 

طراحی

 

موقع انتخاب هدفون گیمینگ از نظر طراحی دو انتخاب دارید. برخی محصولات معدود مثل SteelSeries Arctis 7 با ظاهر ساده و طراحی شبیه به یک هدفون عادی ساخته شده اند و ظاهر مینیمالی دارند، اما بیشتر محصولات مثل Asus ROG Centurion و بسیاری مدل های دیگر، از ظاهر خشن و ابعاد بزرگی برخوردارند که در دنیای گیمینگ خواهان بیشتری دارد.

ADATA نیز این موضوع را می داند پس هدفون Emix H30 را به شکلی طراحی کرده که از ده ها متر دورتر هم فریاد می زند یک محصول گیمینگ است. حتی می توان گفت Emix H30 یک هدفون گیمینگ رومیزی است! چون بیرون رفتن با این هدفون دردسرهای خودش را دارد. XPG Emix H30 با یک کابل سه شاخه به ابزارهای شما وصل می شود.

 

 

 

دو جک ۳/۵ میلی متری وظیفه انتقال صدای هدفون و میکروفن را بر عهده دارند و یک درگاه USB هم وجود دارد که چراغ پشت گوشی های هدفون را روشن می کند. اگر Emix H30 را به جای کامپیوتر یا لپ تاپ به گوشی موبایل وصل کنید ۲تا از این درگاه ها بی استفاده و آویزان باقی می مانند. خود کابل ۲/۴ متری دستگاه هم هرچند داخل منزل آزادی عمل زیادی برای حرکت کردن به شما می دهد، اما برای بیرون رفتن کاملاً دست و پا گیر و سنگین است. خوشبختانه این کابل پارچه ای گره نمی خورد و به نظر می رسد در دراز مدت از استحکام کافی برخوردار باشد.

 

 

 

هدفون Emix H30 به طور معمول به آمپلی فایر Solox F30 متصل می شود و این آمپلی فایر به کامپیوتر شما متصل خواهد شد. آمپلی فایر صدا را از طریق کابل USB از کامپیوتر شما دریافت می کند. برای این منظور باید کابل USB موجود در بسته بندی را به درگاه Mini USB بدنه ی آمپلی فایر وصل کنید.

 

 

 

البته داخل بسته بندی ۲ مدل کابل USB وجود دارد. یک کابل تکی است و برای کامپیوترهای جدیدتر کاربرد دارد، اما اگر نسخه USB کامپیوتر شما قدیمی است باید کابل دیگر را استفاده کنید که از یک طرف به درگاه Mini USB آمپلی فایر متصل می شود و در طرف دیگر (طرفی که به کامپیوتر متصل می شود) دو شاخه است، یعنی دو درگاه USB کامپیوتر شما را اشغال می کند.

خوشبختانه ADATA کمی پایینتر از درگاه Mini USB دو درگاه USB اضافی هم گذاشته که اشغال شدن درگاه های USB کامپیوتر شما را جبران می کنند. این دو درگاه برای اتصال ابزارهایی مثل هارد اکسترنال، فلش و موس کاربرد دارند یا اینکه می توانید با استفاده از آنها دستگاه های دیگر را شارژ کنید.

 

 

 

وقتی آمپلی فایر را به کامپیوتر متصل کردید حالا باید کابل سه شاخه ی هدفون را هم به آمپلی فایر متصل کنید. سمت دیگر آمپلی فایر را نگاه کنید. در این قسمت دو جک ۳/۵ میلی متری برای اتصال هدفون و میکروفن وجود دارند.

 

 

 

یک درگاه USB هم در این بخش به چشم می خورد که برق مورد نیاز برای چراغ های قرمز هدفون را تامین می کند. وقتی این چراغ ها روشن هستند به نظر می رسد بدنه هدفون واقعاً قرمز است و جلوه زیبایی دارد.

 

 

 

آمپلی فایر Solox F30 غیر از هدفون XPG Emix H30 با ابزارهای صوتی دیگر نیز قابل استفاده است. هر هدفون یا اسپیکر دیگری که می خواهید را به جک ۳/۵ میلی متری کنار درگاه های USB متصل کنید و دکمه ی سمت چپ را بزنید تا صدا به جای هدفون XPG به ابزار دوم ارسال شود.

 

 

 

در این بخش دکمه های دیگری هم به چشم می خورند. دکمه ای که در تصویر بالا خاموش است وقتی روشن شود صدا را mute می کند. دکمه کناری حالت شبیه سازی صدای فراگیر ۷/۱ کاناله را فعال می کند و آخرین دکمه هم برای تغییر اکولایزر است. آمپلی فایر Solox F30 چهار اکولایزر مختلف دارد و چهار چراغ در بالای آمپلی فایر هستند که مشخص می کنند در حال حاضر کدام اکولایزر فعال است (امکان غیر فعال کردن اکولایزر وجود ندارد).

 

 

 

چهار اکولایزر پیش فرض به ترتیب به شرح زیر هستند:

  • اکولایزر مناسب بازی کردن
  • اکولایزر مناسب پخش فیلم
  • اکولایزر مناسب برای صدای انسان (مثل فایل صوتی سخنرانی یا پادکست)
  • اکولایزر مناسب برای گوش کردن به موسیقی

آمپلی فایر Solox F30 به راحتی با آهنربایی که دارد روی پایه فلزی رومیزی چفت می شود و هدفون هم بالای این پایه رومیزی قرار می گیرد تا مجموعه کامل شود. روی این آمپلی فایر یک دکمه ی بزرگ چرخنده وجود دارد که با استفاده از آن می توانید صدای کامپیوتر را کم و زیاد کنید. البته این کار با چند لحظه تاخیر انجام می شود.

 

 

 

همانطور که اشاره کردیم هدفون XPG Emix H30 ابعاد بزرگی دارد و به تنهایی حدود ۴۰۰ گرم است. اگر از وزن هدفون خسته شدید می توانید آن را روی گردن خود قرار دهید اما در این حالت دامنه ی حرکت سر شما تا حد زیادی گرفته می شود. برخی هدفون ها هستند که earcup یا گوشی های آنها می چرخد و زیر چانه ی شما قرار می گیرد، اما گوشی های Emix H30 چنین قابلیتی ندارند و در جای خود ثابت هستند.

 

 

 

Emix H30 از قابلیت حذف نویز نیز فعال برخوردار است، اما این قابلیت فقط وقتی کار می کند که میکروفن جدا شونده به هدفون متصل باشد. جای تعجب دارد که داخل این هدفون ۲ میلیون تومانی یک میکروفن کوچک برای قابلیت حذف نویز وجود ندارد.

بند هدفون Emix H30 از دو بخش پلاستیکی و فلزی تشکیل شده است. وقتی هدفون را روی سر قرار دهید بخش پلاستیکی مثل بسیاری از هدفون های امروزی به شکل خودکار تنظیم می شود، اما بخش فلزی ثابت است. این قسمت و پایه رومیزی دستگاه تنها بخش های فلزی هدفون ای دیتا هستند و بقیه مجموعه از پلاستیک تشکیل شده است، چه خود هدفون و چه آمپلی فایر.

 

پخش صدا

 

earcup یا گوشی های بزرگ این هدفون به خوبی روی گوش را می پوشانند، اما صدای بیرون را کاملاً سد نمی کنند. داخل این گوشی های بزرگ دو درایور ۵۳ میلی متری وجود دارند که رقم مرسومی در دنیای هدفون های گیمینگ به شمار می آید. بقیه مشخصات هدفون هم هرچند چشمگیر نیستند، اما حداقل های مورد نیاز را تامین می کنند.

  • اندازه (قطر) درایور: ۵۳ میلی متر
  • مقاومت (امپدانس): ۳۲ اهم ± ۱۵ درصد
  • حساسیت: ۱۱۰ دسیبل ± ۳ دسیبل
  • بازه فرکانسی: ۲۰ هرتز تا ۲۰ هزار هرتز
  • بازه فرکانسی میکروفن: ۵۰ هرتز تا ۱۰ هزار هرتز
  • توان نامی: ۲۵ میلی وات

اما در دنیای واقعی چطور؟ اگر برای گوش دادن به موسیقی دنبال هدفون هستید همین ابتدا بگوییم که هدفون های گیمینگ از جمله XPG Emix H30 به درد شما نمی خورند. Emix H30 حتی روی حالت پخش موسیقی هم فرکانس های میانی را چندان شفاف پخش نمی کند. فرکانس های صدای انسان نیز در همین بخش قرار می گیرند، در نتیجه وقتی به موسیقی با کلام گوش می کنید صدای خواننده به اندازه فرکانس های پایین و بالا شفاف نیست. موقع فیلم دیدن هم دیالوگ های بازیگران کمی خفه به گوش می رسند. گوش انسان نسبت به فرکانس های بالا (صداهای زیر) حساس تر است. این بخش از فرکانس ها به صدای انسان و ساز ها رنگ و رو می دهد. Emix H30 این بخش از صداها را با توجه به قیمت نه چندان بالایی که پرداخت می کنید، قابل قبول پخش می کند. صدا بیش از اندازه تیز نیست و گوش را آزار نمی دهد.

Emix H30 در پخش بیس هم عملکرد خوبی دارد و حتی پایین ترین فرکانس های بم نیز موقع پخش صدا به گوش می رسند. گوش دادن به صدای سازهایی که فرکانس بم تولید می کنند (مثل کیک در درامز یا گیتارهایی با کوک بم) با این هدفون لذت بخش است و صدای ساز ها تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است.

 

 

 

اما اگر فقط می خواهید بازی کنید، کافی است حالت بازی کردن را فعال کنید و لذت ببرید. صدای انفجار و تیر اندازی با بیس خوبی پخش می شود. موقع راه رفتن صدای خش خش برگها زیر پای کاراکتر به شکل مناسبی به گوش می رسد و جهت یابی با صدا به شکل نسبتاً دقیق انجام می شود. اگر حالت شبیه ساز صدای ۷/۱ کاناله را فعال کنید صدا کمی فراگیر تر می شود، اما در این حالت جهت یابی کردن با صدا دشوار تر خواهد بود.

این قابلیت به لطف استفاده از چیپ صوتی CM6571 ساخت Cmedia فراهم شده که پیش از این در ساخت هدفون های گیمینگ بسیاری به کار رفته است. میکروفن هدفون نیز کیفیت خوبی دارد که برای صحبت کردن با هم تیمی ها مناسب است، اما کمی پایینتر از رقیبی مثل Sennheiser Game One قرار می گیرد.

اگر باز هم تنظیمات بیشتری می خواهید نرم افزار XPG Audio Center را از وبسایت ADATA دانلود کنید. در این نرم افزار می توانید نرخ نمونه برداری هدفون را تغییر دهید، قدرت بیس را به شکل نرم افزاری تقویت کنید، حالت های مختلف صدای فراگیر چند کاناله را شبیه سازی کنید یا اکولایزرهای بیشتری را برای سبک های مختلف موسیقی مثل جز، راک یا پاپ فعال نمایید.

البته جای تعجب دارد که حتی موقع استفاده از اکولایزرهای نرم افزار XPG نیز نمی توانید اکولایزر آمپلی فایر را غیر فعال کنید و حتماً یکی از حالت های موسیقی/بازی/صدا و پخش فیلم باید روشن باشد. در نتیجه اکولایزرها با یکدیگر قاطی شده و نتیجه چندان مناسبی ندارند.

بقیه قابلیت هایی که شرکت سازنده برای بهینه سازی و ایجاد تغییرات نرم افزاری در XPG Audio Center قرار داده نیز چندان خوب عمل نمی کنند که با توجه به تازه کار بودن ADATA در این حوزه طبیعی است و انتظار می رود در بروزرسانی های آینده به مرور بهتر شود.

 

جمع بندی

 

همانطور که اشاره کردیم هدفون XPG Emix E30 با چیپ صوتی Cmedia عرضه می شود و از این نظر مثل بسیاری از هدفون های رقیب است، در نتیجه باید بر اساس ویژگی های دیگر دستگاه تصمیم گیری کنید. مثلاً اینکه Emix E30 در کنار آمپلی فایر Solox F30 عرضه می شود.

هرچند این آمپلی فایر تاثیر چشمگیری در کیفیت صدای Emix E30 ندارد، اما در کنار پایه رومیزی و هدفون XPG مجموعه جالبی خلق می کند که زینت بخش میز کامپیوتر شما می شود. این هدفون برای بازی کردن کیفیت صدای قابل قبولی دارد و با وجود ابعاد بزرگی که دارد نسبتاً راحت است. Emix E30 قابلیت حذف نویز هم دارد، البته در صورتی که میکروفن قابل جدا شدن به هدفون وصل باشد.

 

 

 

در مجموع باید گفت اولین تلاش ADATA برای ورود به حوزه صدا نه آنقدر موفق و چشمگیر بوده که سر و صدای بسیاری راه اندازد و نه آنقدر بد که شکست محسوب شود. اگر توقع بالاترین کیفیت و امکانات ممکن را نداشته باشید، هدفون XPG می تواند با برچسب قیمت زیر ۲ میلیون تومان نظر شما را جلب کند.

نکات مثبت
  • دارای آمپلی فایر قابل استفاده با هدفون یا اسپیکرهای دیگر
  • بیس و پخش صدای نسبتاً قابل قبول
  • بند هدفون با قابلیت تنظیم خودکار
  • موقع استفاده با وجود وزن و ابعاد نسبتاً راحت است
نکات منفی
  • همیشه یکی از اکولایزرهای پیش فرض آمپلی فایر به شکل اجباری فعال است
  • فرکانس های میانی چندان شفاف نیستند (خصوصاً صدای خواننده در موسیقی)
  • محصول چندان قابل حمل نیست و برای کار دیگری غیر از بازی کاربرد ندارد
  • استفاده زیاد از پلاستیک در ساخت بدنه

بررسی سیستمی iOS 12 توسط یک کاربر عادل اندروید

بررسی سیستمی iOS 12 توسط یک کاربر عادل اندروید

بررسی سیستمی iOS 12 توسط یک کاربر عادل اندروید

آپدیت iOS 12 چند وقتیست که از سوی اپل برای آیفون، آیپد و آیپاد تاچ منتشر شده و روی بخش اعظم محصولات این شرکت نصب شده است. اگر آیفون دارید به احتمال زیاد شما هم این آپدیت را دریافت کرده اید و می دانید که از جنبه ظاهری تغییرات چشمگیری را در آن نمی بینیم، چون خود اپل هم قبلاً گفته بود که iOS 12 بیشتر روی افزایش کارآیی و پایداری عملیات تمرکز می کند.

این اقدام کاملاً بجا و حساب شده است، چون iOS 11 تا حدودی با مشکلات ریز و درشت مواجه بود و اپل طی یک سال گذشته سعی داشت به نحوی آنها را رفع و رجوع کند. یکی از مهم ترین این مشکلات، کاهش کارآیی دیوایس های قدیمی بود که بسیاری از کاربران را عصبانی کرد. بنابراین تعجبی ندارد که اپل پس از دگرگونی محصولات سخت افزاری اش، حالا به نرم افزار بپردازد.

قابلیت های متعدد آپدیت iOS 12 به مرور و از طریق آپدیت های بتا شناخته شده بودند و به نظر می‌ رسید که مرور چندباره آنها صرفاً جذابیتی در بر ندارد. به همین دلیل از زمان انتشار iOS 12، دیجیاتو یک آیفون 10 در اختیار من -به عنوان کاربری نیمه حرفه‌ای که حدود 7 سال فقط از اندروید استفاده کرده- گذاشت. اکنون هدف همین مطلب این است تا پس از دو هفته استفاده از آیفون 10 و iOS 12، نگاهی داشته باشیم به قابلیت‌هایی که به چشم یک کاربر اندروید جذاب می‌آیند. البته همان طور که می دانید، سیستم عامل موبایل های هوشمند در روند تکامل با قرض گرفتن ویژگی های شاخص، شباهت زیادی با هم پیدا کرده اند و اگر یکی از آنها را استفاده کرده باشید، به راحتی می توانید با بقیه هم کار کنید.

آغاز مهاجرت

 

 

 

تنظیمات اولیه آیفون چندان متفاوت با گوشی های اندرویدی نیست، به شرط اینکه اپل آیدی داشته باشید. در غیر این صورت باید اپل آیدی بسازید که کمی سخت تر از ساختن اکانت گوگل است. جالب اینجاست که در زمان راه اندازی اولیه، بدون نیاز به ابزار تغییر دهنده IP احراز هویت می شوید ولی پس از آن تمام مراحل احراز هویت فقط با وی پی ان ممکن است، و بدتر اینکه اپل شما را راهنمایی نمی کند. صرفاً در صورت مواجهه با پیغام خطا باید مراحل را دوباره با وی پی ان تکرار کنید.

از طرفی اگر مثل من به سرویس های گوگل مثل مخاطبین، یادداشت ها، تقویم، نقشه و مانند اینها وابسته باشید، انتقال همه آنها به iOS کار طاقت فرساییست و حتی ممکن است از خیرش بگذرید. حجم بسیار زیاد اپلیکیشن ها هم یکی دیگر از نکات جالب توجه در iOS است که گاهی اوقات تا سه برابر حجم همین برنامه در اندروید می رسد. البته همین حجم بالای برنامه ها به iOS کمک می کند تا سرعت بهتری نسبت به اندروید داشته باشد. سرعت بالای رابط کاربری و اجرای سریع اپ ها، یکی از لذت بخش ترین مواردیست که هنگام مهاجرت به آیفون تجربه خواهید کرد.

حسگر اثر انگشت هم یکی دیگر مواردیست که در صورت مهاجرت به آیفون های جدید، باید با آن خداحافظی کنید. البته فناوری تشخیص چهره Face ID آیفون هنوز رقیبی در دنیای اندروید ندارد و در 90 درصد مواقع به درستی عمل می کند، به خصوص در آیفون XS که سرعت و دقت بسیار بیشتری دارد. با این حال کمی طول می کشد فقدان حسگر اثر انگشت را باور کنید.

پشتیبانی مثال زدنی اپل از محصولاتش را هم نباید فراموش کرد. در حالی که اکثر پرچمداران اندرویدی هنوز منتظر آپدیت جدید سیستم عامل خود هستند، اپل تقریباً تمام آیفون هایش را به iOS 12 آپدیت کرده است. در واقع هر دستگاه که iOS 11 را دریافت کرده، حالا می تواند به iOS 12 هم آپدیت شود و اپل هم وعده داده کارآیی همه این دستگاه ها به شکل محسوسی بهبود پیدا کند. برای مقایسه می توان به نکسوس 5 و آیفون 5S اشاره کرد که همزمان در سال 2013 معرفی شدند، ولی گوگل پشتیبانی از نکسوس 5 را حدود سه سال قبل به طور کامل متوقف کرد.

تجربه استفاده از آیفون و iOS 12 نشان داد تغییرات بنیادین iOS 12 بیش از آنکه به چشم کاربر عادی بیاید، به توسعه دهندگان ثالث مربوط می شود و امکانات ویژه ای را برای اپلیکیشن ها، سیری، یادگیری ماشین یا واقعیت افزوده در اختیار آنها قرار می دهد. بیایید این تغییرات را در ادامه مرور کنیم و ببینیم که آپدیت iOS 12 چه قابلیت های جدیدی دارد.

نوتیفیکیشن ها

 

 

 

یکی از تغییراتی که در iOS 12 بیشتر از بقیه جلب توجه می کند، بخش اعلان هاست. البته فقط به شکل ظاهری، وگرنه تفاوت چندانی در نحوه کار کردن با آنها به وجود نیامده. اپل حالا اعلان های مربوط به یک برنامه را برای شما گروه بندی کرده و آنها را در صفحه قفل یا صفحه اعلان نمایش می دهد. وقتی یک گروه را لمس کنید، اعلان های داخل آن باز می شوند، سپس می توانید با فشردن دکمه show less آنها را به حالت قبل برگردانده یا با فشردن دکمه ضربدر کل اعلان ها را حذف کنید.

البته برای کاربران قدیمی اندروید گروه بندی اعلان ها خیلی تازگی ندارد و هر سازنده ای به شیوه خودش این قابلیت را پیاده سازی می کند، ولی تعامل با آنها و مدیریتشان در iOS 12 کمی منطقی تر است. این قابلیت برای افرادی که اعلان های زیادی در طول روز دریافت می کنند خوشحال کننده خواهد بود و اپل هم سه حالت مختلف را برایتان در نظر گرفته است. برای دسترسی به این حالت ها باید به منوی تنظیمات و قسمت اعلان ها بروید، ولی متأسفانه گزینه ای برای اعمال تنظیمات روی همه ی اپلیکیشن ها وجود ندارد و هر اپ به شکل جداگانه تنظیم می شود.

 

 

 

حالت پیش فرض برای نمایش اعلان ها یعنی حالت Automatic اعلان های هر اپ را به شکل دسته بندی شده نشان می دهد، اما گاهی اوقات بنا به دلایلی نامشخص، بعضی اعلان ها خارج از گروه به نمایش در می آیند. احتمالاً سیستم عامل و سازنده اپلیکیشن بسته به اهمیت موضوع، ترجیح می دهند بعضی موارد را جداگانه به اطلاع کاربر برسانند. اگر حالت by app را انتخاب کنید، تمام اعلان های هر برنامه بدون استثنا در یک گروه به نمایش در می آیند و نهایتاً گزینه off وضعیت نمایش جدید را غیر فعال کرده و همه چیز را به نسخه های قبلی iOS بر می گرداند.

 

 

 

اپل تنظیمات دیگری را هم برای اعلان ها در نظر گرفته که با سوایپ به چپ روی اعلان و انتخاب گزینه Manage دیده می شوند. حالت Deliver Quietly اعلان را فقط در مرکز اعلان نشان می دهد و نشانه دیگری از آن وجود نخواهد داشت (در لاک اسکرین، بنر شناور، صدای اعلان یا نشان روی آیکن برنامه). همچنین می توانید از این قسمت، اعلان های مربوط به آن برنامه را خاموش کنید.

البته کاربران عادی معمولاً به ندرت سراغ تنظیمات مجزای نوتیفیکیشن های هر برنامه می روند و بیشتر به همان حالت پیش فرض قناعت می کنند. در واقع سازوکار سیستم اعلان جدید iOS 12 به هیچ وجه پیچیده نیست و حتی اگر به تازگی یکی از گوشی های اپل را در دست گرفته باشید، به راحتی از آن سر در می آورید، ولی در صورت تمایل می توانید آن را غیر فعال کرده و به وضعیت قبلی درآورید.

میانبرهای سیری

 

 

 

اپلیکیشن Shortcuts یکی از جدیدترین تلاش های اپل برای افزایش تعامل کاربران با دستیار صوتی هوشمندش یعنی سیری (Siri) محسوب می شود. البته قبلاً در دیجیاتو به طور مفصل در مورد میانبرهای سیری و کاربردشان صحبت کردیم. این اپلیکیشن به شکل بی سابقه ای دسترسی توسعه دهندگان به سیری را فراهم می کند و احتمالاً به مرور شاهد اعلان هایی از سوی برنامه های مختلف خواهیم بود که میانبرهای کاربردی خودشان را به شما پیشنهاد می دهند.

 

 

 

نکته مهم اینکه اپلیکیشن Shortcuts به شکل پیش فرض همراه iOS 12 نصب نمی شود و خودتان باید آن را دریافت کنید. اگر قبلاً با برنامه Workflow کار کرده اید، احتمالاً محیط آشنایی را پیش رو خواهید داشت. در این اپ می توانید یک فرایند چند مرحله ای متشکل از اپ ها و سرویس های مختلف را برای رسیدن به یک نتیجه مشخص تعریف کنید. البته شاید در ابتدا هیچ ایده ای از ایجاد میانبر جدید نداشته باشید، به همین دلیل اپل مجموعه ای آماده از میانبرها را در بخش Gallery قرار داده تا به کمک آنها میانبرهای کاربردی را پیاده کنید.

به عنوان مثال میانبری به نام Heading to Work با استفاده از برنامه های نقشه، تقویم، موزیک و همچنین موقعیت مکانی، می تواند زمان رسیدن شما به مقصد را تخمین بزند، برنامه روزتان را اعلام کند، پلی لیست محبوبتان را پخش نماید و مسیریابی را انجام دهد. فقط کافیست از سیری بخواهید این میانبر را اجرا کند.

اگرچه Shortcuts پتانسیل فوق العاده ای برای ساده سازی کارها و اجرای عملیات پیچیده دارد، ولی به نظر می رسد که پیاده سازی میانبرهای اختصاصی برای کاربران عادی کمی پیچیده باشد. به همین دلیل باز هم وظیفه اصلی بر دوش توسعه دهندگان است تا میانبرهای جدید و کاربردی را ایجاد کرده و آنها را به کاربران پیشنهاد دهند.

 

 

 

به عنوان کاربری که تازه به شکل جدی از آیفون استفاده می‌کند و تا کنون زیاد در مورد خنگ بودن سیری شنیده، این دستیار صوتی در iOS 12 چندان هم غیرهوشمند عمل نمی‌کند و می تواند بر اساس عادات روزمره شما، پیشنهاداتی را ارائه کند؛ مثلاً اگر در برنامه Messages با یکی از مخاطبین قرار شام بگذارید، سیری با خواندن متن گفتگو از موضوع آگاه شده و شاید بعداً این قرار را به شما یادآوری کند، حتی اگر آن را در تقویم ثبت نکرده باشید. یا اینکه اگر هر روز در ساعتی مشخص با استفاده از برنامه خاصی غذا سفارش می دهید، سیری می تواند بخشی از کار را بر عهده بگیرد.

البته احتمالاً دخالت های سیری به تدریج آزاردهنده خواهد شد و تنها دو راه پیش روی شما خواهد گذاشت: یا این پیشنهادات عمدتاً غیر کاربردی را در طول روز تحمل کنید یا آنها را به طور کامل غیر فعال نمایید. از طرفی، قابلیت های اینچنینی توسط گوگل اسیستنت هم اجرا می شود و کاربران حرفه ای اندروید کم و بیش آنها را تجربه کرده اند. طی چند هفته ای که با iOS 12 کار کردم، هیچ پیشنهاد منطقی و کاربردی از سیری دریافت نکردم، همان طور که گوگل اسیستنت هم -دست کم در ایران- نقش مفیدی را ایفا نمی کند.

اسکرین تایم

 

 

 

شرکت های تکنولوژی مدتهاست تمام تلاش خود را می کنند تا محصولاتشان را در تمام ابعاد زندگی ما جا دهند؛ از طرفی چند وقتیست که بحث اعتیاد به گجت ها، به ویژه اعتیاد کودکان به موبایل راه افتاده و حالا همین شرکت ها مجبورند [حداقل در ظاهر] تلاش کنند تا میزان استفاده شما از گوشی را کاهش دهند. دو شرکت اصلی این حوزه یعنی گوگل و اپل، هرکدام به نوعی به این میدان قدم گذاشته اند و پس از پلتفرم Digital Wellbeing گوگل، در iOS 12 هم شاهد Screen Time هستیم.

قابلیت اسکرین تایم در iOS 12 به شما کمک می کند تا میزان و نحوه استفاده کودکانتان از آیفون را مدیریت کنید و حتی برای خودتان هم محدودیت هایی قائل شوید. اسکرین تایم که در منوی تنظیمات قرار گرفته، به صورت پیش فرض غیر فعال است و ابتدا باید آن را تنظیم کنید. هنگام تنظیم اولیه، اپل از شما می پرسد که این ویژگی را برای خودتان فعال کند، یا برای یکی دیگر از اعضای خانواده. البته بعداً هم می توانید اپل آیدی فرزندانتان را اضافه کنید.

 

 

 

در صفحه اصلی اسکرین تایم با نموداری مواجه می شوید که میزان استفاده شما از اپلیکیشن های مختلف را بر اساس دسته بندی آنها نشان می دهد؛ اینکه چه مقدار زمان را صرف شبکه های اجتماعی کرده اید و چقدر در حوزه بهره وری فعالیت داشته اید و چقدر بازی کرده اید. با لمس کردن این نمودار خطی به صفحه دیگری می روید که اطلاعات دقیق تری را برای روز جاری یا هفت روز اخیر نمایش می دهد، از جمله اینکه هر اپلیکیشن چه مقدار از زمان شما را گرفته، چند بار گوشی را برداشته اید و چه تعداد نوتیفیکیشن از برنامه های مختلف دریافت کرده اید.

اپل همچنین تنظیماتی را برای محدود کردن بعضی اپ ها در ساعات خاصی از شبانه روز یا حداکثر زمان استفاده از یک برنامه در طول روز فراهم کرده. در واقع اسکرین تایم را می توان کامل ترین برنامه برای محدودسازی استفاده از گوشی دانست که البته بیشتر به درد والدین می خورد، به خصوص آنهایی که نگران حضور بیش از حد فرزندشان در شبکه های اجتماعی هستند. برای یک کاربر عادی، آمارهای این برنامه تا مدت کوتاهی جالب است ولی به مرور توجه خاصی به آن نخواهید داشت؛ حتی شاید پس از چند بار دریافت نوتیفیکیشن در مورد اسکرین تایم، این قابلیت را غیر فعال کنید.

استیکرها و افکت های دوربین

 

 

 

از آنجا که بخش زیادی از اسکرین تایم کاربران آیفون به پیام رسانی در برنامه Messages اختصاص دارد (به خصوص در کشورهایی که هنوز تلگرام جای همه چیز را نگرفته)، اپل هم قابلیت های نسبتاً جدیدی را داخل این برنامه قرار داده تا آن را برای نوجوانان جذاب تر کند. این قابلیت ها در قالب استیکرها، افکت ها و مکالمه ویدیویی گروهی است که البته برای مورد آخری باید کمی منتظر بمانید.

با محبوبیت اسنپ چت در دنیا، اپل هم تعدادی استیکر و افکت را به دوربین Messages اضافه کرده تا توجه بیشتری را به خودش جلب کند. البته تنوع این ابزارها هنوز به اندازه کافی نیست تا بتوان آنها را رقیبی برای اسنپ چت یا برنامه های مشابه دانست، ضمن اینکه مدتهاست در دنیای اندروید شاهد استیکرها و افکت های واقعیت افزوده در اپلیکیشن های دوربین گوشی ها هستیم.

اگر آیفون شما به فناوری TrueDepth مجهز است (یعنی آیفون X یا XS دارید) می توانید از چهار انیموجی جدید استفاده کنید، زبانتان را بیرون بیاورید و حتی چشمک بزنید. مدت زمان ویدیوهای ضبط شده با انیموجی هم حالا از 10 ثانیه به 30 ثانیه افزایش یافته است. حتی اگر به کاراکترهای از پیش تعریف شده علاقه ای ندارید، می توانید آوتار سه بعدی خودتان را بسازید که به مموجی معروف است. البته این کار کاملاً به شکل دستی انجام می شود و باید از بین صدها گزینه موجود برای اجزای صورت، کاراکتری شبیه خودتان را به وجود بیاورید.

 

 

 

همان طور که حدس می زنید، هرچقدر تلاش کنید این کاراکتر کاملاً شبیه شما نمی شود. شاید در آینده، اپل این مراحل وقت گیر را از دوش کاربران iOS بردارد و مانند سامسونگ با اسکن چهره، آواتاری نزدیک به چهره شما بسازد. البته آواتارهای سه بعدی در آیفون به لطف فناوری TrueDepth به مراتب بهتر از پرچمداران اندرویدی کار می کنند؛ یعنی هم دقت بیشتری در شبیه سازی جزئیات چهره و حرکات شما دارند و هم با سرعت بیشتری واکنش نشان می دهند.

در این حوزه، اپل را می توان یک گام جلوتر از رقیب اندرویدی دانست. با این حال فناوری آواتارهای سه بعدی هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و فقط تا مدتی محدود شما را سرگرم می کند.

مدیریت تصاویر

 

 

 

یکی از برنامه های پیش فرض آیفون که در آپدیت iOS 12 متحول شده، اپلیکیشن مدیریت عکس Photos است و بخش اصلی این تغییرات به قابلیت های هوشمند و یادگیری ماشین بر می گردد تا [شاید] این برنامه را به گوگل فوتوز نزدیک تر کند.

اولین خبر خوش برای عکاسان حرفه ای این است که فوتوز از فایل های خام (RAW) پشتیبانی می کند، یعنی می توانید عکس هایی که با دوربین های حرفه ای گرفتید را روی آیفون های مجهز به چیپ A9 یا جدیدتر، ویرایش کنید. حالا اینکه ویرایش عکس های خام روی آیفون در مقایسه با همین کار روی اپلیکیشن های حرفه ای دسکتاپ چه تفاوت هایی دارد را باید از عکاسان حرفه ای بپرسیم، چون کاربران عادی در هر دو اکوسیستم اندروید و iOS همان فرمت عادی JPEG را می پسندند.

اپل با استفاده از فناوری های یادگیری ماشین، عکس ها را به شکل جدیدی دسته بندی می کند و نمایش می دهد. بخش For You عکس ها را در قالب آلبوم های جذاب به تصویر می کشد و بر اساس افراد حاضر در عکس ها، به شما پیشنهاد می دهد که آنها را با چه افرادی به اشتراک بگذارید. البته شناسایی افراد حاضر در تصاویر بر اساس مخاطبین حاضر در اپ Messages انجام می شود و اگر مثل من تعداد زیادی مخاطب اندرویدی داشته باشید، استفاده چندانی از این قابلیت ندارید.

جستجوی هوشمند هم بخش دیگری از قابلیت های جدید فوتوز را تشکیل می دهد و با استفاده از آن می توانید افراد، مکان ها و خاطرات خودتان را به شکل بسیار محدود جستجو کنید. مثلاً می توانید تمام تصاویری که در تهران گرفته شده و یکی از دوستانتان در آن حضور دارد را ببینید. سابقه جستجو هم از یک سال در iOS 11 به دو سال در iOS 12 ارتقاء پیدا کرده است.

اگر جزو آن دسته افرادی هستید که به هوشمندی گوشی های هوشمند اطمینان دارید، احتمالاً این قابلیت های جدید به دردتان می خورد، ولی اگر دوست داشته باشید همه چیز را خودتان در دست بگیرید و بنا به دلایل مختلف، عکس هایتان را هم مرتباً به کامپیوتر یا لپ تاپ منتقل می کنید، طبیعیست که قابلیت های هوشمند فوتوز هم کاربردی برایتان نخواهد داشت.

کارآیی و سرعت

 

 

 

همان طور که قبلاً هم گفتیم، سال گذشته با آپدیت iOS 11 جنجال بزرگی به پا شد و بسیاری از کاربران با تست های مختلف نشان دادند اپل سرعت آیفون های قدیمی را عمداً پایین می آورد، اقدامی که ظاهراً به خاطر کاهش تأثیر منفی باتری های قدیمی و جلوگیری از ریستارت شدن ناخواسته گوشی اتخاذ شده بود. حالا اپل برای اینکه حسن نیت خودش را ثابت کند، افزایش کارآیی و سرعت را در آپدیت جدید در اولویت قرار داده است.

به همین دلیل چه آیفون 5S داشته باشید و چه آیفون X، با آپدیت iOS 12 افزایش سرعت و پایداری محسوسی بازی آنلاین لاک زدن را تجربه خواهید کرد؛ تجربه ای که به ندرت با آپدیت اندروید در اختیار کاربران این اکوسیستم قرار می گیرد (تازه اگر از وضعیت نابسامان آپدیت گوشی های اندرویدی صرف نظر کنیم). این افزایش سرعت در زمان اجرای همه برنامه ها دیده می شود. تعدادی از اعضای تحریریه دیجیاتو که iOS 12 را روی آیفون های مختلف از جمله 5S و 6 و 7 و X نصب کرده اند، همگی بهبود سرعت و کارآیی گوشی را تأیید کردند.

بسیاری از قابلیت های هوشمندی که در iOS 12 می بینیم هم مدیون پلتفرم یادگیری ماشین CoreML است که به لطف پردازنده اختصاصی هوش مصنوعی در چیپست A12 امکانات کم نظیری را در اختیار توسعه دهندگان قرار می دهد. در واقع بخش اعظم افزایش سرعت و کارآیی آیفون ها به قابلیت های CoreML بر می گردد و اپل می گوید با تکنیک های مختلف، عملیات مورد نیاز کاربر تا 30 درصد سریع تر از قبل صورت می گیرد، و این همان چیزیست که کاربران به شکل مستقیم تجربه می کنند.

البته شاید این موضوع کمی به ضرر اپل باشد، چون بسیاری از افراد که به خاطر کاهش سرعت گوشی هایشان به فکر خرید محصولات جدید بودند، با بهبود کارآیی از تصمیم خود منصرف می شوند. با این حال تجربه کم نقص و روان iOS 12 روی تمام دستگاه های تحت پشتیبانی را می توان یکی از بزرگ ترین مزایای اکوسیستم اپل دانست.

جمع بندی

 

 

 

این اولین نسخه از iOS است که من با آن برخورد دارم اما تقریباً همه اذعان دارند که این نسخه، سرعت بسیار بیشتری در آیفون‌های نسل قبل دارد. اما نکته اینجاست که این سیستم عامل به جز همین مزیت، تغییر بنیادین دیگری نسبت به iOS 11 نداشته و در درجه نخست روی رفع ایرادات، بهینه سازی و افزایش کارآیی تمرکز داشته. به عقیده چندین کاربر آیفون که با آنها صحبت کردم، اپل در این مسیر کاملاً موفق بوده، به گونه ای که از آیفون 5S گرفته تا آیفون X بهبود قابل توجه در سرعت و پایداری را تجربه می کنند.

در واقع iOS 12 منتشر شده تا سرعت دیوایس های قدیمی را افزایش دهد، اتفاقی که معمولاً در دنیای اندروید شاهد به وقوع پیوستن آن نیستیم و بهترین گوشی های اندرویدی پس از دو-سه سال به خاطر به روز نبودن سیستم عامل یا ضعیف شدن سخت افزار، از رده خارج می شوند.

اکثر قابلیت های جدید iOS 12 در زندگی روزمره کاربران عادی مخصوصاً در ایران نقش چندانی نخواهند داشت؛ شیوه نوین نمایش اعلان ها در قالب دسته های مختلف، مدت هاست که در اندروید وجود دارد و انتخاب آن بیشتر به ترجیح شخصی شما بر می گردد. میانبرهای سیری یا همان Shortcuts هم کمی خلاقیت می خواهد و به درد افرادی می خورد که بخش زیادی از فعالیت های روزانه خود را از طریق آیفون انجام می دهند. شاید به همین دلیل است که اپل این برنامه را به شکل پیش فرض روی iOS 12 قرار نداده و خودتان باید آن را دریافت کنید. برای من همانطور که گوگل اسیستنت کاربرد چندانی در اندروید ندارد، سیری هم به همان اندازه بلااستفاده است، چه برسد به اینکه میانبرهای اختصاصی برایش تعریف کنم.

اما در نهایت، آنچه برای یک کاربر اندرویدی جذابیت فوق العاده ای دارد، عملکرد روان و کم نقص iOS 12 حتی روی قدیمی ترین آیفون های بازار است که نشان می دهد اگر قصد خرید یک موبایل برای استفاده طولانی را دارید، هیچ گزینه ای در دنیای اندروید به پای آیفون نمی رسد.

هوش مصنوعی در میت 10؛ جذاب و دیدنی

هوش مصنوعی در میت 10؛ جذاب و دیدنی

هوش مصنوعی در میت 10؛ جذاب و دیدنی

هوآوی امسال خانواده فبلت های پرچمدار خود یعنی میت 10 (بررسی دیجیاتو) و دو برادر دیگرش را همراه با چیپست جدیدی معرفی کرده که می تواند آغازگر نسل نوینی در دنیای موبایل باشد. این چیپست که Kirin 970 نام دارد، برای اولین بار به پردازنده اختصاصی هوش مصنوعی به نام «واحد پردازش عصبی» یا NPU مجهز شده و شرکت چینی هم مانور تبلیغاتی زیادی روی آن می دهد.

 

ادامه نوشته

بررسی هوآوی میت 10 پرو؛ مطلب جذاب

بررسی هوآوی میت 10 پرو؛ مطلب جذاب

بررسی هوآوی میت 10 پرو؛ مطلب جذاب

پاییز امسال یکی از دوست داشتنی ترین فصل های حوزه موبایل بود و شرکت های مختلف یکی پس از دیگری پرچمداران گران قیمت خود را برای خالی کردن جیب کاربران در روزهای پایانی سال میلادی معرفی کردند.

ادامه نوشته

کامپیوترهای سخنگو؛ جدیدترین اخبار

کامپیوترهای سخنگو؛ جدیدترین اخبار

در شش ماه گذشته، تمامی کمپانی های بزرگ حوزه تکنولوژی، از نوع نگاه شان به آینده فناوری سخن گفتند. و جالب است که همه شان یک حرف مشترک دارند: در آینده، ما قرار است با کامپیوترهای مان صحبت کنیم و آن ها هم قرار است به ما پاسخ دهند.

مایکروسافت به این اتفاق «مکالمه به عنوان یک پلتفرم» می گوید و گوگل می خواهد کامپیوترها با کاربران «دیالوگ دو طرفه» داشته باشند. هر دوی این ادعا به نوعی هم استعاره هستند و هم نیستند. دستیارهای دیجیتال که ما با آن ها صحبت می کنیم مثل سیری، الکسا و کورتانا، بسیار عادی شده اند اما ساختن کامپیوترهایی که جواب ما را می دهند، معنایی فراتر دارد: استفاده از یادگیری ماشینی برای ارائه پیشنهاد به کاربران.

مارک زاکربرگ می گوید: «هدف ما با واقعیت مجازی ساخت سیستم هایی است که در درک کردن بهتر از انسان ها هستند.»

زبان کلید اصلی خواهد بود. صحبت کردن با کامپیوترها چندین دهه است که سوژه داستان های علمی-تخیلی بوده است اما فقط چند سال است که به شکلی واقعی قادر شده ایم با آن ها صحبت کنیم. پیشرفت در هوش مصنوعی (به خصوص یادگیری عمیق) به شدت پردازش زبانی را ارتقا بخشیده در حالی که ترکیب کلود و اسمارت فون هایی که حالا از همیشه قدرتمند تر شده اند، زیرساختی مناسب برای دستیارهای سخنگو ایجاد کرده.

اگر می خواهید بدانید که صحبت کردن با کامپیوترها چقدر همه گیر شده، این را در نظر داشته باشید که دومینوز پیتزا (رستوران زنجیره ای آمریکایی) سال ها است که از دستیاری صوتی به نام Dom برای ثبت سفارش ها استفاده می کند. مدیر بخش بازاریابی دومینوز می گوید که او با مزه است ولی فقط روی تجربه ثبت سفارش پیتزا تمرکز دارد.

تمرکز Dom روی ثبت سفارش پیتزا نیز بیانگر یک ویژگی کلیدی دنیای کامپیوترهای سخنگوی امروزی است: آن ها به شدت گیج کننده اند.

همه جور ابزار و فناوری مکمل و اساسی توسط کمپانی های مختلف توید می شود اما با ظهور الگوهای پردازشی جدید (چه دسکتاب، وب یا موبایل)، هیچ طرح مشترک یا استراتژی بزرگی وجود ندارد. فقط یادگیری ماشینی و خیال پردازی انسانی است که تکه های جذابی از یک پازل ناکامل را می سازند. 20 سال آینده چگونه قرار است همه این ها کنار هم جمع شوند را کسی نمی داند. دست کم می توانیم نگاهی به امروز داشته باشیم.

به مدل جدید مکالمات انسان و ماشین سلام کنید

 

3060434-poster-p-1-uh-google-home-is-way-more-than-a-repackaged-chromecast
 

 

بنابراین، مهم ترین بازیکنان در این دنیای جدید دستیارهای صوتی هستند: سیری، الکسا، کورتانا، فیسبوک اِم، دستیار گوگل و بسیاری دیگر از هوش مصنوعی های تولید شده توسط شرکت های شخص ثالث. به گفته سازندگان شان، این ها خانواده کامپیوتری ما هستند، برنامه هایی که بیشتر زمان مان را با آن ها سپری می کنیم.

روی پلتفرم های مختلف (تلفن، ساعت، ماشین، هاب های خانگی و…) در دسترس هستند اما حواس شان به تمامی داده های شخصی ما، قرارهای ملاقات و… در سراسر شبکه هست. و به لطف یادگیری ماشینی، حالا بهتر از هر زمان و کامپیوتر دیگری می توانند حرف انسان ها را بفهمند، ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه را متوجه شده و احساسات و مقاصد را درک کنند.

دستیارهایی این چنینی به ما پردازش محیطی ارائه می دهند. ما لزوما از طریق یه نمایشگر یا کنسول به آن ها دسترسی نداریم. در عوض معلق در هوا هستند، فقط صحبت می کنند و پاسخ می گیرند. اما پیش از این که دستیارها را همه جا داشته باشیم، باید در مناطقی خاص به آن ها دسترسی داشته باشیم. آمازون با اکو، دات و تپ وارد خانه ها شد در حالی که اپل و گوگل چند-پلتفرمی هستند: در دسترس روی تلفن، درون ماشین و روی مچ دست. رویکرد مایکروسافت و فیسبوک تعریف واضحی مثل سه شرکت نام برده ندارد اما باز هم، جایگاه بسیاری برای گسترش فعالیت وجود دارد.

و بات ها و اپلیکیشن ها فضای بین حوزه تاثیرگذاری دستیارها را پر می کنند. آن ها بسیار ساده تر از سیری و بسیار سودمندتر هستند. در حالت پایه، آن ها فقط یک جایگزین برای رابط های کاربری گرافیکی هستند، جایی که شما در یک باکس ساده درخواست تان را تایپ می کنید. برخی اوضاع شان کمی بهتر است (آیا واقعا لازم است که یک بات برای شما بلیت سینما بخرد؟) اما مدل های پیچیده تر، پتانسیل های بیشتری هم دارند (مثل چت بات در Slack یا جیمیل که می تواند همه اسناد ارسالی توسط یک شخص خاص را طی ماه گذشته پیدا کند).

در ماه مارس، مایکروسافت مجموعه ابزار هوش مصنوعی محوری را معرفی کرد که به کاربران اجازه می دهد، هوش مصنوعی خودشان را بسازند و در آوریل، فیسبوک بات ها را به مسنجر آورد. مارک زاکربرگ گفت «دیگر لازم نیست به 1-800-FLOWERS زنگ بزنید» در حالی که ساتیا نادلا چت بات ها را «اپلیکیشن های جدید» توصیف کرد.

نادلا گفت که در آینده، دستیارهای شخصی مثل کورتانا و الکسا همانند رئیس همه بات ها عمل خواهند کرد و با دیگران از سوی کاربر ارتباط می گیرند. با این حال، تعریف وی بسیار خلاصه و ساده انگارانه است، در صورتی که واقعیت بسیار پیچیده تر خواهد بود. دستیارها به همان طریقی با بات ها صحبت خواهند کرد که با API ها صحبت می کنند؟ چگونه همه این برنامه های متنوع به صورت امن داده کاربران را رد و بدل می کنند؟ چه نرم افزاری قرار است اصطلاحات به کار رفته در نوشته شما با دوستان تان را جمع آوری کرده و به خورد برنامه ای دهد که ایمیل های کاری تان را می نویسد؟ و چگونه به آن می گویید که کار خود را متوقف کند؟ عجیب و مشکل به نظر می رسد ولی تا به اینجا چنین می دانیم:

آمازون

 

PR_AlexaFamily_V01
 

 

الکسای آمازون تبدیل به یک بنچمارک برای تمام دستیارهای دیجیتالی داخل خانه شده است. در حالی که عملکرد اولین اکو تقریبا فقط به اجرای موسیقی با فرمان صوتی محدود بود اما توانایی های الکسا با سرعت پیشرفت کرد. الکسا حالا با بیش از هزار سرویس مشترکا کار می کند و آمازون می گوید کمپانی ها برای آنکه خود را با آن هماهنگ کنند فقط به 60 دقیقه زمان نیازمند هستند.

اکو عالی عمل کرده چون اصول پایه را به درستی رعایت می کند. الکسا به سرعت پاسخ می دهد و ورودی شما را درک می کند، حتی اگر با آن فاصله زیادی داشته باشید. آمازون حالا با عرضه اکو دات (که با هر اسپیکری کار می کند)، حضور آن را قوت بیشتری می بخشد و اجازه می دهد تا کمپانی های دیگر سخت افزارهای الکسا محور خودشان را بسازند.

و در حالی که تقریبا به موفقیت خود دست یافته، الکسا به اندازه دیگر دستیارها باهوش نیست. اطلاعات شخصی اندکی دارد و برای اتصال به یکی از سرویس های متصل آن، شما باید کلمه کلیدی درست را بدانید. جف بزوس، مدیرعامل آمازون می گوید که کمپانی اش عمیقا به هوش مصنوعی تعهد دارد و بیش از هزار نفر در حال کار روی الکسا هستند. حتی گزارش هایی رسیده که نشان می دهد الکسا در آینده قرار است هوش احساسی داشته باشد و در هر وضعیتی، حال شما را تشخیص دهد.

اپل

 

AppleSiri1TNW-1200x651
 

 

علی رغم پیشتاز بودن شان در حوزه رابط صوتی، اپل حالا از همه عقب افتاده. سیری به خوبی شناخته شده است اما قدرت تشخیص صدایش بسیار ضعیف و عملکردش بسیار محدود است. در WWDC امسال، اپل چندین تغییر امید بخش را اعلام کرد: حضور سیری در macOS و اجازه دادن به سرویس های شخص ثالث برای برقراری ارتباط با آن. تا پیش از این، سیری یکی از پتانسیل هایی بود که قدرتش حیف و میل شده بود.

سوال بزرگ این است که آیا رویکرد اپل در ترکیب اپلیکیشن هایش با هوش مصنوعی (یا همان سیری) آیا موفق تر از ساخت بات های معمولی خواهد بود؟ اپل در گذشته با اپلیکیشن ها شاهکار کرده، آیا چنین چیزی در آینده هم رخ می دهد؟

به لطف CarPlay، اپل واچ و آیفون، دستیار شخصی اپل پتانسیل آن را دارد که همراهی همیشگی باشد اما در حال حاضر، هنوز درگیر یکپارچه سازی تمام چیزهایی است که در مورد شما می داند.

 

Screen_Shot_2016-06-21_at_7.23.41_PM.0
 

 

با این حال، اگرچه سیری به کامپیوترهای Mac آمده، ولی ویژگی های جدیدی ندارد که در خانه جدید از آن ها استفاده کند. و در سوی دیگر شایعات اسپیکر سیری (رقیبی برای اکو) نیز شنیده می شود که هنوز رنگ واقعیت به خود نگرفته اند. لازم به ذکر است که همین حالا هم می توان در خانه از طریق HomeKit با سیری صحبت کرد.

اپل قادر است تا یکی از بزرگ ترین نقاط ضعف خود را در این حوزه به بازویی قدرتمند تبدیل کند. پیشرفت در توسعه هوش مصنوعی توسط این شرکت به سبب دفاع آن ها از حریم شخصی بسیار محدود بوده است. اپل به اندازه کافی اطلاعات از کاربران خود دریافت نمی کند (حداقل به اندازه ای که رقبا این کار را انجام می دهند). بنابراین اطلاعات کمتری دارد که در اختیار سیری قرار دهد.

باز هم اما در WWDC، کوپرتینویی ها تغییری به این شیوه جمع آوری اطلاعات دادند و متود جدیدی معرفی کردند که ادعا دارند حریم خصوصی کاربر را به خطر نمی اندازد. برای کسانی که به حریم شخصی اهمیت می دهند و در کنارش دستیارهای هوشمند را هم می خواهند، رویکرد اپل ممکن است در طولانی مدت جوابگو باشد، البته اگر آنطور که اپل ادعا می کند باشند.

فیسبوک

3050421-poster-p-1-how-facebook-m-will-hook-us-on-shopping-at-facebook

حضور فیسبوک در حوزه کامپیوترهای سخنگو احتمالا از همه محدودتر است. شما فقط می توانید با تایپ کردن و نوشتن خواسته های تان با Facebook M ارتباط برقرار کنید. هنوز هیچ رابط صوتی وجود ندارد که با آن به صورت کلامی سخن گفته و پاسخ بشنوید. حتی فیسبوک اِم ممکن است چند دقیقه شما را معطل پاسخ نگه دارد.

فیسبوک اما قدرت های خاص خود را دارد. تیم یادگیری ماشینی آن ها کار فوق العاده ای در زمینه تشخیص تصاویر انجام داده اند و همچنین اپلیکیشن مسنجر هم به تنهایی یک قدرت بزرگ است. با مسنجر، فیسبوک می تواند صدها میلیون مکامله را بخواند و خوراک هوش مصنوعی اش کند. اما در حال حاضر، بات های فیسبوک بسیار کند هستند، هیچ کس ربات های کند را دوست ندارد، خصوصا حالا که گوگل هم می تواند تمام کارهای شان را انجام دهد.

گوگل

 

al5.0
 

 

صحبت از گوگل شد، آن ها قدرتمند ترین موتور جستجوی اینترنتی را دارند و به همین سبب بیشترین پتانسیل برای ساخت یک کامپیوتر سخنگو هم در اختیارشان است. در Google IO که ماه مه برگزار شد، کمپانی از Google Home پرده برداشت (رقیبی برای اکو) و نشان داد که چطور فناوری دستیار هوشمندش به تار و پود دیگر محصولات نظیر Allo تنیده می شود.

در مقایسه با دیگر کمپانی ها، گوگل جایگاه بسیار ویژه ای برای متخصصین یادگیری ماشینی در نظر گرفته و طی یک سال گذشته، تلاش بسیاری جهت خلق اکوسیستمی برای ابزارهای هوش مصنوعی خود کرد. در نوامبر گذشته، نرم افزار یادگیری ماشینی Tensor Flow، متن باز شد و به ارائه دوره های رایگان درسی پرداخت.

امسال، مشخص شد پردازنده دستکاری شده شان برای یادگیری ماشینی، که در پیروزی AlphaGo در برابر قهرمان جهانی بازی Go چه موفقیت هایی می تواند کسب کند.

همه این ها نشان می دهد که گوگل می تواند به هر سویی که می خواهد در این حوزه پیش رود. بگذارید فقط یکی از آن ها را در نظر بگیریم، برای مثال Google Springboard، ابزاری برای کسب و کارهای سازمانی که این ماه رونمایی شد. تمرکز اولیه آن روی جستجو خواهد بود اما گوگل می گوید Springboard می تواند در ارائه اطلاعات و پیشنهادهای قابل اجرا و به درد بخور نیز به کار آید.

مایکروسافت

 

conversations-as-a-platform
 

 

مایکروسافت اما حالا کورتانا را در اختیار دارد. از میان تمامی دستیارهای دیجیتالی موجود، کورتانا از همه بهتر روی کامپیوترها عمل کرده است. مایکروسافت ضعف بالایی در حوزه موبایل دارد اما اول از همه کورتانا روی موبایل عرضه شد. روی ویندوز 10، کورتانا می تواند قرارهای ملاقات را مرتب و منظم و ساعت ها و روزهای خاصی را هم یادآور کند، به سوالات واقعی بدون باز کردن مرورگر پاسخ دهد و حتی ایمیلی ارسال کند. مایکروسافت حتی می خواهد کورتانا را با اکس باکس وان به تلویزیون ها بیاورد.

و از میان تمامی کمپانی ها، مایکروسافت بزرگ ترین گام را در جهت چت بات ها بر می دارد. در کنفرانس توسعه دهندگان بیلد که ماه مارس برگزار شد، مایکروسافت از Bot Framework پرده برداشت، بسته ای از ابزارهای هوش مصنوعی محور که به هر کسی اجازه می دهد تا چت بات مخصوص خودش را بسازد. مثل آن می ماند که مایکروسافت در معدن طلا شروع به فروختن کلنگ کند. اما ساتیا نادلا قانع کننده ترین نگاه به آینده کامپیوترهای سخنگو را با عبارت «مکالمه به عنوان یک پلتفرم» ارائه داد.

باقی شرکت ها

و در کنار این بازیکنان بزرگ، کمپانی های کوچک با همان رویای بزرگ وجود دارند که فعالیت های خود را به جد پی می گیرند. از جمله آن ها می توان به Hound ،Amy و Viv (که توسط توسعه دهندگان اسبق سیری ساخته شده).

بات های ساده تری نظیر Howdy هم هستند که درون Slack کار می کند و قرار است با مرتب کردن میتینگ ها و سفارش غذا، روز کاری تان را ساده تر سازند. یک سری بات و ابزار دیگر مانند Charfuel ،Msg.ai ،Luka و… نیز هستند.

چالش بزرگ برای این کمپانی ها، به خصوص آن هایی که در حال ساخت دستیار خودشان هستند، شناخته شدن است. بازیگران بزرگ این حوزه پلتفرم های خودشان را دارند اما کمپانی های کوچک تر باید ویژگی های منحصر به فردی داشته باشند تا کاربران به استفاده از آن ترغیب شوند خصوصا حالا که دو پلتفرم اپل و گوگل به خوبی با همه پلتفرم های مان عجین شده اند.

بنابراین، در آینده این شرکت ها چه ارائه می دهند؟ کدام یک را شما استفاده خواهید کرد؟

در نهایت چه خواهد شد؟

احتمالا درگیری بزرگی رخ می دهد.

با وجود کمپانی های بسیاری که تلاش می کنند کامپیوترهای سخنگو را به پیش رانند، ابهامات بسیاری در نتیجه این آشوب بین پلتفرم ها رخ خواهد داد. از طرفی، بسیاری از تکنولوژی ها هم آنقدر خوب نیستند (به خصوص چت بات ها) و شاید هیچ گاه هم قدرت پیدا نکنند که منجر به از بین رفتن سرمایه و اعتماد کاربر خواهد شد.

همچنین، مشکلات بسیاری پیرامون امنیت اطلاعات وجود دارد. دستیارهای شخصی لازم است که اطلاعات بسیاری راجع به شما داشته باشند تا کارآمد شوند و بسیاری از ما مخالف نفوذ کمپانی ها به درون زندگی مان هستیم. مشکلات عملی بسیاری وجود دارد، نظیر اینکه چه کسی دوست دارد با یک کامپیوتر صحبت کند، وقتی که غریبه ها مشغول گوش کردن هستند؟ شاید در خانه و ماشین بخواهید این کار را انجام دهید اما در محیط باز دفتر کار چطور؟ دستیارهای صوتی باید آنقدر باهوش باشند که به شما اطلاعات چکیده را در این شرایط ارائه دهند.

لازم به ذکر است که دستیارهای سخنگو الان بیشتر از آنکه واقعیت باشند، یک تمایل عمومی و همگانی هستند. چون کمپانی ها با به روزترین تکنولوژی و دانش بشری دست به تولید این محصولات می زنند، به نحوی نمایش داده می شود که بهتر از این نیست اما قرار نیست این ها به کار آیند و فقط یک سری محصول تجاری برای پول درآوردن هستند. هنوز بسیاری از کمپانی ها نمی دانند که چه چیزی درست است.

با توجه به اینکه دیده ایم طی دهه های گذشته محصولات مشتری محور چگونه پیشرفت کرده اند، صحبت کردن با کامپیوترها در نهایت نقطه پایانی منطقی و طبیعی به نظر می رسد. به محض اینکه دستیارهای هوشمند در مکان های بیشتری دیده شوند، به مرتب کردن امور کاری کمک کنند، مراقب خانه باشند یا سرگرم تا کنند، رابط هایی که لازم است با آن ها سر و کله بزنید کم و کمتر می شوند و فقط صداها باقی می ماند. در آن زمان، صحبت کردن با کامپیوترها بسیار ساده تر خواهد بود.

لپ تاپ های جدید VAIO معرفی شدند لپ تاپ های جدید VAIO معرفی شدند

لپ تاپ های جدید VAIO معرفی شدند

cs_overview1

لپ تاپ های جدید VAIO معرفی شدند

 

شرکت سونی حدود دوسال بخش طراحی ، تولید و فروش لپ تاپ های خود با برند محبوب وایو  (VAIO) را به یک شرکت ژاپنی واگذار نمود. حال صاحب جدید Vaio ،لپ تاپ های جدید خود را معرفی کرده که بی شباهت به لپتاپ های گذشته سونی نیستند و طراحی و حتی نحوه نام گذاری محصولات جدید وایو از سری های پیشین سونی الگو گرفته اند. در ادامه با لپ تاپ های جدید وایو آشنا شوید.

دو لپ تاپ جدید VAIO با نام های VAIO Z و VAIO S به زودی در بازار ایالات متحده حضور خواهند یافت. VAIO Z تنها ۲.۹ پوند (۱.۳ کیلوگرم) وزن دارد و با نمایشگر ۱۳ اینچی با رزولوشن ۲۵۶۰x1440 پیکسل و پردازنده ۲۸ واتی Core i5 یا Core i7 به انتخاب کاربر دربرابر رقبای مطرح بازار قد علم خواهد کرد.

p1010307-1

                 

برخلاف دیگر نمونه های ویندوزی بازار که از لولای ۳۶۰ درجه ای استفاده می کنند، لولای VAIO Z انعطاف کمتری داشته و حالت تبلت به خود نمی گیرد، به گونه ای که بخش زیرین دستگاه نقش پایه را برای دیوایس ایفا می کند. این قابلیت را پیش تر در سری لپ تاپ های VAIO Flip دیده بودیم که سه سال از زمان عرضه آن می گذرد. وایو صفحه نمایش با کیفیت و پردازنده قدرتمند دستگاه را با طراحی بسیار باریک همراه کرده تا کاستی خود را در قسمت لولا جبران کند.

مادربرد اختصاصی VAIO Z اندازه ای کوچک تر به خود گرفته تا فضای بیشتری برای باتری حجیم و فن های کارآمد تر از رقیبان باز شود. گفته می شود باتری VAIO Z با یکبار شارژ کامل عمری ۱۱.۵ ساعته خواهد داشت. مشتریان دو انتخاب برای رم خواهند داشت، ۸ یا ۱۶ گیگابایت. همچنین دو ظرفیت ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت حافظه SSD برای ذخیره اطلاعات کاربر در دسترس می باشد.

طراحی ظاهری دستگاه بسیار آشنا و ظریف است. شاسی آلومینیومی تک رنگ، بخش فیبر کربنی زیرین و دکمه های کیبورد که لکه و اثر انگشت را به خود جذب نمی کند، بسیار شبیه به آنچه سونی در گذشته عرضه می کرد می باشد. حتی لوگوی آلومینیومی VAIO پشت نمایشگر و هاله نوری سبز رنگ آن، دکمه پاور تعبیه شده در لبه کناری دستگاه و تاچ پد از جنس سنگ میکا هیچ تغییری به خود ندیده اند و وایو همچنان به همان روال سابق روی خوش نشان می دهد.

صفحه نمایش لمسی حساس به فشار VAIO Z از قلم نیز پشتیبانی می کند که آن را به رقیب جدی Surface Pro تبدیل می کند.

شایان ذکر است سری Z با پردازنده Core i5 اوایل ماه فوریه به قیمت ۱,۷۹۹ در امریکا عرضه خواهد شد. همچنین نمونه ی دیگری از این سری که اندکی سبک تر شده (۱.۱۷ کیلوگرم) عرضه می شود که عمر باتری ۱۵.۵ ساعته ارائه خواهد کرد. وایو برای گنجاندن این قابلیت مجبور به استفاده از نمایشگر غیرلمسی با رزولوشن پایین تر ۱۰۸۰p شده است که تنها تفاوت این مدل با مدل اصلی محسوب می شود. قیمت این نسخه کمی پایین تر (۱,۴۹۹) عرضه خواهد شد.

بد نیست نگاهی گذرا به VAIO S نیز داشته باشیم. وایو اس عضوی از خانواده لپ تاپ های اقتصادی این شرکت به شمار می رود. صفحه نمایش ۱۳ اینچی Full HD، پردازنده Core i در کنار ۸ گیگابایت رم و ۲۵۶GB حافظه ذخیره سازی از نوع PCIe SSD از جمله مشخصات این لپ تاپ محسوب می شوند. درگاه USB 3.0، خروجی HDMI، RGB  و بسیاری از پورت های دیگر برروی VAIO S تعبیه شده اند که کاربر را از استفاده از هاب بی نیاز می سازد. این لپ تاپ حدود یک ماه بعد از عرضه لپ تاپ رده بالای VAIO Z در بازار ایالات متحده برای فروش گذاشته خواهد شد.

p1010332-1

                 

منبع :

رندر جدید ال‌جی G5 منتشر شد؛ صفحه نمایش ۵.۶ اینچی با وضوح ۲Kو دو دوربین در پشت رندر جدید ال‌جی G5 من

رندر جدید ال‌جی G5 منتشر شد؛ صفحه نمایش ۵.۶ اینچی با وضوح ۲Kو دو دوربین در پشت

۳D-render-of-LG-G5-model-su

رندر جدید ال‌جی G5 منتشر شد؛ صفحه نمایش ۵.۶ اینچی با وضوح ۲Kو دو دوربین در پشت

 

چند روز پیش بود که ویدئویی منتسب به نسخه‌ی فرضی ال‌جی G4 برای کاربران خوب گجت نیوز منتشر شد. طی این ویدئو با مواردی همچون انتقال دکمه های تنظیم صدا به سمت چپ گوشی مواجه شدیم و کمی انحنا در فریم پشتی دیده می‌شد که در خوش دست شدن آن تاثیر زیادی خواهد داشت. اکنون نیز تصاویر یا بهتر است بگوییم رندرهای سه بعدی از این دستگاه منتشر شده که جزئیات بیشتری از آن را در اختیارمان قرار می‌دهد.

 

با فاش شدن این تصاویر، مشخص شد که جزئیات یاد شده در ویدیوی قبلی، تا حدودی حقیقت داشتند. چرا که در این سری تصاویر به صراحت می‌توان دید که دکمه های کنترل صدا به سمت چپ دستگاه انتقال پیدا کرده، در پشت از سیستم دوربین دوگانه استفاده شده و تحت آن دکمه پاور ادغام شده با اسکنر اثر انگشت جای خوش کرده است.

Technoconfigurations با استفاده از نمودار ها و تصاویر فاش شده توانسته است رندر هایی را از این دستگاه تولید کند که در ادامه برای شما قرار داده شده اند.

اگر بخواهیم به جزئیات Technoconfigurations استناد کنیم، باید گفت که به احتمال قوی ال‌جی G4 صفحه نمایشی ۵.۶ اینچی با رزولوشن ۱۴۴۰ در ۲۵۶۰ ارائه خواهد کرد و همانطور که پیش از این نیز بار ها ذکر شده بود، اسنپدراگون ۸۲۰ به عنوان تراشه این دستگاه جای خواهد داشت. این تراشه حامل پردازنده‌ای چهار هسته‌ای، پردازنده‌ی گرافیکی آدرنو ۵۳۰ و ۴ گیگابایت رم است. آنچه که پیش از این هم یاد شد، قرار گیری سیستم دوربین دوگانه در پشت است که به کاربران توانایی فوکوس گسترده تری را ارائه می‌کند. آنطور که احتمال می‌رود، این دوربین  های به کار برده شده، ۱۶ و ۸ مگاپیکسلی خواهند بود.  این ترکیب دو دوربین، شبیه به دوربین های Lytro است. همچنین باید راجب پشتیانی از ویدئو ۴K و OIS به شما اطلاع دهیم که به این ترتیب مشخص می‌شود ال‌جی قدم مستحکم تری را برای یک دوربین موبایل بلامنازع برداشته است. در جلو هم دوربینی ۸ مگاپیکسلی قد علم کرده . این گوشی  یک پورت USB نوع C خواهد داشت و با ضخامت ۸.۲ میلی‌متری اش، قطعا دستگاه خوش دست تری از جد خود خواهد بود.

گفتنی است که در برنامه ریزی های ال‌جی، یک رویداد در ۲۱ فوریه قرار گرفته و احتمال می‌دهیم که در این رویداد شاهد ال‌جی G5 باشیم. همچنین انتظار داریم سامسونگ در همین روز که ۲۴ ساعت قبل از شروع به کار MWC تایین شده، گلکسی S7 را رسما رونمایی کند.

                 

منبع:

شایعه: گلکسی S7 در ۲۱ اسفند در اروپا عرضه خواهد شد شایعه: گلکسی S7 در ۲۱ اسفند در اروپا عرضه خواهد ش

شایعه: گلکسی S7 در ۲۱ اسفند در اروپا عرضه خواهد شد

تبلیغات اینترنتی

شایعه گلکسی S7 در ۲۱ اسفند در اروپا عرضه خواهد شد

شایعه: گلکسی S7 در ۲۱ اسفند در اروپا عرضه خواهد شد

 

یکی از گوشی‌هایی که کاربران بی‌صبرانه منتشر رونمایی از آن هستند گلکسی S7 است که قرار است در رویداد MWC از آن رونمایی شود و مانند عادت همیشگی رسانه‌ها، قبل از رونمایی یک محصول، فضای مجازی پر می‌شود از شایعه. در شایعه‌ی جدیدی نیز گفته شده که گلکسی S7 در ۲۱ اسفند ماه در اروپا عرضه خواهد شد. در ادامه با گجت نیوز همراه شوید.

 

اگر اخبار گجت نیوز را دنبال کرده باشید می‌دانید که شایعات زیادی در مورد پرچم‌داران بعدی سامسونگ در فضای مجازی منتشر شد. از مشخصات سخت افزاری تا شکل و ظاهر و حتی تاریخ عرضه نیز شامل این شایعات بودند. در حال حاضر ما هنوز نمی‌دانیم که چند گوشی از خانواده‌ی گلکسی S7 در MWC 2016 رونمایی خواهد شد. بعضی از شایعات خبر از معرفی ۴ گوشی می‌دهند که ۲ عدد دارای صفحه‌ی صاف و ۲ عدد دیگر از لبه‌های منحنی موسوم به Edge بهره می‌برند. در بعضی دیگر از شایعات نیز گفته شده که تنها ۲ مدل معرفی خواهد شد: مدل اول، گلکسی S7 معمولی با صفحه‌ی ۵.۱ اینچی و مدل دوم، گلکسی S7 Edge خواهد بود.

در هر صورت قرار است که سری گلکسی اس ۷ (Galaxy S7) در ۱ اسفند، چند روز قبل از رویداد MWC 2016 توسط سامسونگ معرفی شوند. طبق شایعه ای که قبلا به دستمان رسیده بود، قرار است که پرچم‌دار سامسونگ در تاریخ ۲۱ اسفند در آمریکا عرضه شود. اگر این شایعه درست باشد تنها چند هفته بعد از رونمایی گوشی‌ باید شاهد عرضه‌ی آن‌ در آمریکا باشیم.

حال خبر جدیدی به دستمان رسیده که گوشی جدید گلکسی S7 در همان تاریخ یعنی ۲۱ اسفند در اروپا نیز عرضه خواهد شد. این خبر توسط شخصی به نام Shai Mizrachi منتشر شده است که سال گذشته ابعاد گوشی گلکسی S6 Edge Plus را قبل از رونمایی رسمی گوشی اعلام کرده بود. همچنین در مورد گوشی LG G5 و سری گلکسی S7 نیز به تازگی اطلاعاتی را منتشر کرده است.

اطلاعات گذشته مبنی بر این هستند که گوشی گلکسی S7 اواسط ماه مارس در چین عرضه خواهد شد، بنابراین اگر خبرهای جدید صحت داشته باشند به این معناست که سامسونگ می‌خواهد به صورت همزمان گوشی گلکسی S7 را در مناطق مختلف جهان عرضه کند که اگر این اتفاق صورت گیرد به نفع استراتژی‌های مارکتینگ سامسونگ خواهد بود.

منبع: