تبليغاتX
آذرآبادگان سر ایران
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

سنای فرانسه در اقدامی بشر دوستانه و برای جلوگیری از تکرار نسل کشی های مشابه، لایحه نهایی مجازات انکارکنندگان نسل‌کشی ارامنه را به رغم تمامی جدل های پیش آمده تصویب کرد

سنای فرانسه لایحه مجازات انکار نسل‌کشی ارامنه را با اکثریت آرا تصویب کرد

سنای فرانسه با ‌١٢٧ رای موافق در مقابل ‌٨٦ رای مخالف، لایحه مجازات انکارکنندگان نسل‌کشی ارامنه را در سال ‌١٩١٥ توسط عثمانی‌ها تصویب کرد.

به گزارش ایسنا، به نقل از خبرگزاری فرانسه، این اقدام فرانسه با واکنش شدید ترکیه مواجه شد و به آنکارا نسبت به پیامدهای وخیم این اقدام هشدار داد.

نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه هم‌اکنون باید این لایحه را امضا کرده تا به قانون تبدیل شود.

طبق این لایحه هر فردی که نسل‌کشی ارامنه را انکار کند، به حبس و جریمه محکوم می‌شود.

وزیر دادگستری ترکیه با محکوم کردن این اقدام، آن را "بی‌عدالتی بزرگ و نشان دهنده عدم احترام به ترکیه" توصیف کرد.

وی در اظهارات خود خاطرنشان ساخت: ما شدیدا این اقدامی را که نشان دهنده بی‌مسئولیتی فرانسه است، محکوم می‌کنیم.

از سوی دیگر وزارت امور خارجه ترکیه نیز در بیانیه‌ای اعلام کرد: سیاسی کردن تاریخ، به آزادی بیان و روابط دو کشور ترکیه و ارمنستان ضربه می‌زند. ترکیه با محکوم کردن این اقدام خواستار برخورد مسئولانه فرانسه است.

این پیشنهاد ماه گذشته از سوی حزب راستگرای فرانسه متعلق به سارکوزی مطرح شد و پس از آن رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در واکنش به آن، تمام روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را با پاریس به حال تعلیق درآورد.

وزیر امور خارجه ارمنستان با تجلیل از این اقدام فرانسه گفت: باید این روز را نه تنها به خاطر روابط دوستانه مردم فرانسه و ارمنستان بلکه به خاطر احترام و حمایت از حقوق بشر، با طلا نوشت.

وی در ادامه اظهارات خود گفت: با این اقدام سنای فرانسه جلوی هرگونه جرایم علیه بشریت در آینده گرفته خواهد شد.

طبق این تصمیم انکارکنندگان نسل‌کشی ارامنه به حبس و جریمه ‌٤٥ هزار یورویی (‌٥٧ هزار دلار) محکوم خواهند شد.

احمد داوود اوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه اظهار کرد: آنکارا هم‌اکنون برای واکنش در برابر فرانسه آماده است. ما پیشتر اعلام کرده بودیم که در صورت تصویب این لایحه، فرانسه باید منتظر گام‌های بعدی ترکیه باشد.

وی افزود: این اقدام فرانسه مغایر ارزش‌های اروپایی است و به روابط ترکیه و ارمنستان هیچ کمکی نخواهد کرد.

حجم مبادلات تجاری میان فرانسه و ترکیه در سال ‌٢٠١٠ به ‌١٢ میلیارد یورو (‌٥/١٥ میلیارد دلار) رسید.

رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه فرانسه را به "دو رویی" متهم کرد و به سارکوزی گفت که برای جلب آرای ‌٤٠٠ هزار ارمنی ساکن فرانسه برای انتخابات ریاست جمهوری خود به روابط دو کشور آسیب زده است.

اردوغان تصریح کرد: سنای فرانسه با این اقدام خود ارزش‌های فرانسه را نیز نقض کرد. این اقدام با آزادی تفکر مغایرت دارد و تنها هدف سارکوزی جلب آرای بیشتر در انتخابات ریاست جمهوری است.

پیش از تصویب این لایحه در سنای فرانسه، حدود ‌١٥ هزار تن از مردم ترکیه در کشورهای فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ روز شنبه در خیابان‌های پاریس تظاهرات کردند.

ارمنی‌ها می‌گویند که در سال‌های ‌١٩١٥ و ‌١٩١٦ میلادی زمانی که حکومت عثمانی در حال تجزیه بود، یک و نیم میلیون ارمنی جانشان را از دست داده‌اند.

ترکیه از عبارت "نسل‌کشی" برای آنچه که در آن زمان روی داده استفاده نمی‌کند و می‌گوید که تعداد کشته‌ شده‌ها بسیار کمتر از چیزی است که ارمنی‌ها عنوان می‌کنند.

این قانون ابتدا در ‌٢٢ دسامبر ‌٢٠١١ میلادی در پارلمان فرانسه تصویب شد و از همان زمان تنش‌هایی در روابط بین ترکیه و فرانسه آغاز شد.

ناظران می‌گویند که ترکیه حتی ممکن است سفیر خود را از پاریس فرا بخواند و شاید هم دست شرکت‌های فرانسوی را از بازار ترکیه کوتاه کند.

دولت ترکیه می‌گوید که بررسی آنچه که در ترکیه روی داده را باید به عهده تاریخ‌دان‌ها گذاشت و ابراز نگرانی کرده که این قانون آزادی بیان در فرانسه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

مقام‌های ترکیه می‌گویند که در آن زمان و در بحبوحه جنگ جهانی اول، نه تنها ارمنی‌ها، بلکه مسلمانان ترکیه هم کشته‌ شده‌اند. آنها می‌گویند که کشتار ارامنه به صورت نسل‌کشی و برنامه‌ریزی شده نبوده است.

فرانسه در سال ‌٢٠٠١ میلادی کشتار ارامنه را به عنوان "نسل‌کشی" پذیرفته بود. بیش از ‌٢٠ کشور جهان این واقعه را نسل‌کشی می‌دانند.

در فرانسه نیم میلیون تن ارمنی زندگی می‌کنند و خبرنگاران حاضر در فرانسه می‌گویند که رای این افراد برای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال جاری مهم است.

پیش از شروع رای‌گیری در سنای فرانسه، یکی از سخنگویان وزارت خارجه این کشور به سناتورها یاد‌آوری کرد که ترکیه از هم‌پیمانان فرانسه است.

داوود اوغلو گفت: "اگر هر مجلسی در اروپا بخواهد از روی برداشت تاریخی خود تصمیم‌گیری کند و آن تصمیم‌ها را بخواهد که ابزار دست کند، آن وقت یک دوره جدید تفتیش عقاید شروع می‌شود."

http://www.hamshahrionline.ir/news-158124.aspx

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 5:14  توسط یک آذری سرافراز | 

ساخت بلندترین برج جهان در سواحل خزر

بر اساس این گزارش برج آذربایجان هزار و 50 متر ارتفاع خواهد داشت و این در حالی است که در طرح ابتدایی 560 متر ارتفاع برای آن در نظر گرفته شده بود.

یک خبرگزاری غربی از برنامه ریزی جمهوری آذربایجان برای ساخت بلندترین برج جهان در سواحل دریای خزر خبر داد.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس، یک شرکت ساختمانی در جمهوری آذربایجان قصد دارد در پروژه ای ضمن ایجاد چند جزیره مصنوعی در دریای خزر بلندترین برج جهان را نیز در سواحل خزر بنا کند.

این برج 27 درصد بلندتر از برج خلیفه دبی خواهد بود. برج خلیفه دبی با 828 متر ارتفاع هم اکنون بلندترین برج جهان است.

بر اساس این گزارش برج آذربایجان هزار و 50 متر ارتفاع خواهد داشت و این در حالی است که در طرح ابتدایی 560 متر ارتفاع برای آن در نظر گرفته شده بود.

این پروژه شامل 41 جزیره مصنوعی به وسعت 25 کیلومتر خواهد بود که در جنوب شهر باکو، پایتخت آذربایجان، ساخته می شود. این پروژه همچنان شامل مرکز خرید، چند هتل و واحدهای مسکونی نیز خواهد بود.

نام این پروژه "جزایر خزر" است و ساخت آن از اواخر سال 2013 آغاز می شود.

ساخت این پروژه بزرگ درحالی در دستور کار آذربایجان قرار گرفته که چندی پیش انتشار خبری مشابهی در مورد ساخت جزیره مصنوعی در سواحل دریای خزر در کشور ترکمنستان اعتراض دوستداران محیط زیست را به دنبال داشت. نکته جالب توجه درباره این پروژه آنکه نام آن نیز جزیره خزر است.

بر اساس این گزارش، ساخت جزیره مصنوعی توسط ترکمنستان در دریای خزر کارشناسان محیط زیست را نگران کرده است. به عقیده آنها ساخت این جزیره ها می تواند صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستم دریایی این منطقه وارد کند. بر هم خوردن رسوبات چندهزار ساله بستر دریا و فاضلاب این جزیره فقط بخشی از این نگرانی‌ها است.

جزیره‌ مصنوعی خزر بخشی از طرح گردشگری ۵ میلیارد دلاری "آوازه" در ترکمنستان است. این کشور قصد دارد با این طرح جهانگردان را به سواحل خود جذب کند. فعالان زیست محیطی می‌ گویند که ساخت این جزیره دریا را آلوده خواهد کرد.

http://www.asriran.com/fa/news/198337/ساخت-بلندترین-برج-جهان-در-سواحل-خزر

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14:58  توسط یک آذری سرافراز | 

وقتی یک جنگنده بمب افکن عراقی توسط بالگرد کبرای ایرانی از وسط دو نصف شد.

تاریخ هوانوردی جهان برای اولین بار در جنگ هشت ساله تحمیلی عراق علیه ایران ناباورانه شاهد هدف قرار گرفتن هواپیماهای شکاری عراق توسط بالگردهای ایرانی بود 

برخی حوادث در طول سال های دفاع مقدس، تنها یک بار اتفاق می افتاد اما وقایعی هم هست که نه تنها در جنگ هشت ساله، بلکه در تاریخ جنگ های معاصر نیز منحصربفرد به شمار می روند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 0:42  توسط یک آذری سرافراز | 

خون سياوش شعري از شاعر تاجيك "بازار صابر"

"بازار صابر" شاعر نوگراي تاجيك، باورهاي ايران‌گرايانه‌ي خود را در قطعه شعري نشان داده است. در روزگاري كه ايرانيت و ايران‌گرايي در ايران امروزي و گستره‌ي آن جرم تلقي مي‌گردد، اينگونه گرايشات سبب دلگرمي است. فسوسا! آنانكه با هويت ملي ايراني و آثار تمدني‌اش به ستيز برخاسته‌اند، آيا نمي‌دانند به همين علت، گرايشات قومي‌گري و قبيله‌گرايي به ويژه در آذربايجان و كردستان رو به فزوني است؟

خون سياوش شعري از شاعر تاجيك "بازار صابر"

---------------------------------------------------

ويدئو كليپ بسیار زیبای اين سرود را از لينك زير دانلود نماييد. بر قسمت "دریافت"، کلیک سمت راست کنید و سپس Save link as را فشار دهيد.

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://yasha-iran.persiangig.com/video/Siavash.mp4

از خون سیاووشیم

هم خون سیاووشیم

از جامعه سفیدانیم، هر جامه نمی‌پوشیم

همسان اوستاییم، هم آتش زردشتیم

ما آتش زرتشتی ناکشته نمی‌کشتیم

هم تیشه فرهادیم، اندیشه همی کردیم

جز ریشه آهرمن ما تیشه نمی​کردیم.

از دوره دیوشیج در کوزه ما دیوی است

این دیو عداوت نیست، این دیو وطن خواهی است

چون زال زر از مادر، کم بچه تولد شد

هم روی سفیدش بود، هم موی سفیدش بود

ما هم که از آن ذاتیم، ما هم که از آن بابا

هم موی سفید از ماست، هم روی سفید از ما

در قبله دل ما را طاق هم محراب است

در قبله دل ما را محراب نه، سهراب است

در بازوی دل ما را، یک پنجه‌ي کوتاه است

در پنجه‌ي کوتاهش از باربَدست این دست

اسماعیل سامانی دیوار بخارا بود

ما هموطن اوئیم، او هموطن ما بود

ما هم کوی خارائیم، دیوار بخارائیم

دیوار بخارائیم، ما هم کوی خارائیم

یک طایفه از لاهور، یک طایفه از توسيم

هم وارث خاموشیم، هم وارث ناموسیم

همشهری فردوسی، همشهری اقبالیم

همشهری به ناموسیم، همشهری به اقبالیم

در کاهی عجم کوه هست، در موری عجم میراست

در شعری عجم شیر است، در شعری عجم شیر است

شعری که در انبوه ِ نیزار قلم خوابست

شیر نر ِ شعرش را دشمن نتواند بست

http://www.yasha-iran.blogfa.com/post-206.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 1:7  توسط یک آذری سرافراز | 

"ما و درياچه اروميه/صلاح الدین خدیو"

در بحر غم تو غوطه خواهم خوردن/ یا غرقه شدن یا گهری آوردن

داستان پرآب چشم دریاچه ارومیه دستمایه‌ی حکایت و گفتنی و شنیدنیهای فراوان شده و هر کس و قلمی به ظن خویش یار آن شده است. ظن این نوشتار کوتاه اما دردی دگر است. هرچند که داستان همان است: داستان آب و آه و اشک و دریاچه!  خیلی سال پیش ازین چه خوب سروده است عبداله په‌شێو شاعر معاصر کرد:

کودکان این شهر جملگی سرایندگان اندوهند/ غم می سرایند و در دریاچه چشمان تو غوطه ور می شوند

کودکان شهر ما باشندگان آینده‌ای هستند که خود هیچ نقشی در شور کردن و سیاه کردن بخت ها و امید های آن نداشته‌اند. ناسیونالیزم خام اندیش و نابالغ ترکی – هم او که به مدد فضای مجازی و کانالهای ماهواره‌ای درصدد مصادره وکالت مردم بزرگ و نجیب آذربایجان با انبوه نخبگان و فرهیختگانش است – با تردستی می خواهد از این "نمک" کلاهی برای خودش بدوزد. کلاهی نمکی که لابد برای سر کوچک و مغز گنجشکی آن زیادی سنگین و گل و گشاد خواهد بود.

اگرچه با جان و دل باور دارم که خشکیدن دریاچه ارومیه مساله همه ماست، از ترک و آذری و فارس و کرد و عرب گرفته تا هر آنکه قرار است در آینده سهمی از این اکوسیستم ناپاک نصیبش شود، با وجود این اما نگفتن چند نکته را ستم به تاریخ و حقیقت و عدالت می دانم.

یکم آنکه در بحث ها ی مرتبط با این فاجعه زیست محیطی به ندرت سخن از یک و نیم میلیون کرد استان موکریات (اصطلاحاً آذربایجان غربی) می رود. قربانیان مظلوم و خاموشی که در نظام ایدئولوژیک و چند لایه تبعیض – که در استان ما تودرتو و پیچیده تر هم می شود – ظاهرا قرار نیست در ذکر مصیبت هم یادآوری شوند.

دوم آنکه در بیان دلایل و عوامل انسانی بیماری دریاچه سهواً یا عمداً حرفی از سهم مدیریت استان نیست. چه همان ناسیونالیزم طماع و خام اندیش که بیشتر خوش دارد کاسه کوزه ها را سر "فارسها" شکسته و دنبال دستهای پیدا و پنهان مرکز بگردد. در حالیکه اگر نیک بنگریم به روشنی در میابیم که شیوه مدیریت استان در تمامی سالهای پس از انقلاب یکی از عوامل اصلی بروز این حادثه بوده است. مدیریتی که با وجود دوقومیتی بودن استان در تمام این سالها هیچگاه از دست الیتی کوچک از ترکهای حاکم برکاست بسته امنیتی – نظامی استان خارج نشده و کمتر غریبه ای هم توانسته وارد آن شود.

قوم گرایی افراطی و بخشی نگری ناکارامد دو ویژگی اصلی این مدیریت درسالهای گذشته بوده که توانسته رتبه استان را در جدول توسعه – بر اساس شاخص های گوناگون – از میانه های جدول در سالهای دهه پنجاه به انتها و قعر آن در سالهای اخیر برساند. بیاد می‌آورم در فضای نسبتاً آزاد اوایل دوم خرداد خطاب نخستین رییس شورای اسلامی مهاباد به نخستین استاندار اصلاحات را که آقایان! معدل پایین شما درکلاس توسعه استان به دلیل تجدیدیتان در درسهای بوکان ، نقده، اشنویه ، سردشت ، پیرانشهر و مهاباد است!

نه من سر اطاله کلام دارم ونه واقعاً اثبات قوم گرایی دراستان نیازمند دلیل و برهان است. شبکه استانی ارومیه را بنگرید. واقعا چه تفاوتی با سیمای تبریز یا اردبیل دارد؟ آیا در جنوب استان در طول این همه سال تاکنون دانشگاه ، بزرگراه و یا کارخانه ای با دلارهای نفتی ساخته شده؟ هزینه های جاری و برخی مخارج عمرانی صورت گرفته از محل درآمدهای مالیاتی ویا جریمه قاچاقچیان و کولبران را نمی گویم. مساله انتخابات و قبض و بسط های اتنیک آنهم که خود داستان پرآب چشم دیگری است. تا اندک نسیمی از کوهساران آزادی و قانونگرایی وزیده ، وکیل اول شهرهای ارومیه و نقده از میان کردها انتخاب شده است. امری متناسب و متقارن با ترکیب جمعیتی این شهرها و نیز آرایش انتخاباتی متقاضیان نمایندگی.

نیک می دانیم که "انتخابات مهندسی شده" قبایی است آویخته بر تن تمامی انتخابات های حداقل ده سال اخیر. جالب اینجاست که این پدیده در اینجا سویه های قومی هم پیدا می کند. چندان منطقی به نظر نمی‌رسد که تهران گفته باشد در شهرهای دو قومیتی کردهای هواخواه اصولگرایی و یا افراد غیر سیاسی را به مجلس راه ندهید. ارومیه اما مهندسی انتخابات را به زبان قومی ترجمه می نماید.

واضح بگویم ، نه ارومیه جزیره‌ای جدا از ایران است و نه تهران هم کوالالامپور ماهاتیر و سئول سالهای هشتاد سده گذشته است که در غیاب دمکراسی توسعه به ایدئولوژی ملی تبدیل شده باشد. پس نمی توان صورتحساب همه مشکلات وناکامیها را به حساب استان نوشت. اما انکار هم نمی توان کرد که فاشیستهای ترک همیشه در مقام مقایسه با دیگر قومیت ها از نوعی خود مدیریتی اداری برخوردار بوده اند که اختیارات آن در برخی امور و از جمله "سیاست کردستانی" آن درحد و اندازه های یک دولت محلی ظاهر می شود. ممکن است عده ای خرده بگیرند که با این اوصاف هم "تصمیم گیریهای" کلان و استراتژیک در مرکز صورت می گیرد. بدون شک این سخن بهره ای از حقیقت دارد. مشروط به آنکه این نکته هم لحاظ شود که بسیاری از "تصمیم سازیها" هم که بعدها در ساختار ویژه قدرت تبدیل به تصمیم گیری می شوند از همین محافل و مجالس قدرت در استان سرچشمه گرفته اند.

پروژه عظیم انتقال آب رودخانه زرینه رود - بزرگترین رودخانه حوزه ابریز دریاچه ارومیه - به تبریز و احداث میانگذر در دریاچه از آن جمله‌اند. آیا هنگام اجرای این طرحها ارزیابیهای اجتماعی و زیست محیطی لازم انجام گرفته؟ حتی اگر به فرض به این موارد توجه هم شده باشد – که بعید به نظر میرسد – در بستر اقتدار گرایانه و غیر دمکراتیک حاضر نمی تواند محلی از ارعاب داشته باشد. ارزیابی اجتماعی که به حرف نیست! مثال ساده اش این است که کشاورز بی پناه کرد یا آذری در بوکان و میاندواب چقدر رضایت دارد که آبی که از کشتزار خشکیده و تشنه اش در بغل گوشش دریغ می شود، در لوله ها ریخته و قله کوه عینالی تبریز را سبز نماید. آن هم در حالیکه هر روز جنگل های مرزی کردستان قربانی آتش کین و جهل می شوند.

پر واضح است که بخشی نگری، آفت و سم قاتل هر توسعه‌ای است و در نهایت آن را به ضد خود تبدیل می نماید. اگر بخواهید نمونه زنده و عینی آنرا ببینید ، با نیم ساعت رانندگی از جنوب به شمال استان آنرا در کنار سد حسنلو خواهید یافت. در حالیکه در سمت راست جاده فریاد العطش دریاچه به هوا بلند شده است ، در سمت چپ فواره های آب شیرین مشغول آبیاری زمینهای دیمی هستند! آبی که از دریاچه دریغ شده صرف توسعه بیش از حد و غیر منطقی اراضی کشاورزی شده تا در کنار بهره برداری از دهها هزار حلقه چاه مجاز و غیرمجاز گام به گام به فاجعه نزدیکترمان نمایند.

خوب آخر و عاقبت توسعه بخشی نگر قوم مدارانه همین می شود. فرایندی چند وجهی ،ارگانیک ،متوازن و ماهیتا کیفی هنگامی که از روح خود تهی می شود، روشن است که ره به فاجعه می برد.

پس ای برادر یا خواهر پان ترکیست! راه به "ترکستان" مبر! متهم همین جاست!

آیینه آنروز که گیری به دست/ خود شکن آنروز مشو خودپرست

صلاح‌الدين خديو

http://www.7kani.blogfa.com/post-83.aspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 21:34  توسط یک آذری سرافراز | 

تا مرز شهادت (خاطره ای از امیر خلبان فضل الله جاوید نیا)

(بسیار خواندنی)

روز شنبه ۲۷ دیماه ۱۳۶۵ یک فروند اف۱۴ مسلح به خلبانی من و سروان یدالله حسینی به عنوان خلبان کابین عقب از باند پایگاه شکاری اصفهان به پرواز در آمد.ماموریت ما گشت هوایی و جلوگیری از نفوذ هواپیماهای دشمن بود.منطقه ماموریت ما نیز غرب کشور ،حوالی گردنه اسد آباد در جنوب غربی همدان بود.با افزایش ارتفاع به ۲۰هزارپا به سمت منطقه ماموریت ادامه مسیر دادیم تا وارد منطقه ماموریت شدیم.شروع به گردش و گشت هوایی نمودیم.بیش از یک ساعت در منطقه بودیمو سوخت هواپیما در حال اتمام بود، بنابراین با کد با تانکر سوخت رسان هماهنگ کردم و با نزدیک شدن به تانکر عملیات سوخت گیری هوایی رو شروع نمودم.
در حال سوختگیری بودم که متوجه شدم سیستم راداری شلیک موشکم دچار اشکال شده و هیچکدام از موشک های راداری را نمی توانم شلیک کنم.هرچه تلاش کردم تا اشکال را برطرف کنم موفق نشدم.به همین دلیل با رادار تماس گرفتم و با کد اعلام وضعیت کردم که سیستم موشکی هواپیمایم از کار افتاده و نمی توانم از آن استفاده کنم و درخواست Air abort(انصراف از ادامه پرواز)‌ کردم و از آنها خواستم هر چه سریعتر یک هواپیما جایگزین من کنند.در این حالت من می توانستم در رادار هدف را ببینم ، ولی امکان شلیک موشک را نداشتم.
رادار زمینی با کد به من اعلام کردکه با توجه به شرایط حساس منطقه در محل حضور داشته باشم تا هواپیمای جایگزین به منطقه اعزام شود.تمامی این اطلاعات در کمتر از یک دقیقه و به صورت کدهای مخصوص رد و بدل شد.ما هر روز این کدها را تغییر می دادیم تا عراقی ها متوجه معنای آن نشوند.
کمتر از ۵ دقیقه از این تماس نگذشته بود که رادار به من اطلاع داد که یک تجمع شانزده فروندی از هواپیماهای دشمن وارد کشور شدند و به طرف کرمانشاه در حال حرکت هستند. به رادار گفتم فاصله آنها با ما چقدر است؟
گفت: هشتاد مایل.
با توجه به قابلیت رادار هواپیمای اف۱۴ که همزمان میتواند روی ۲۴ هدف قفل کند و سپس به طرف ۶ هدف موشک شلیک کند ، بی درنگ رادار را چرخاندم و متوجه هواپیماهای دشمن شدم ولی متاسفانه امکان شلیک موشک را نداشتم.جناب حسینی سمت و جهت هواپیمای دشمن را مشخص کرد.شکل پرواز هواپیماهای دشمن ، ۴ فروند در جلو و ۱۲ فروند در پی آنها بودکه این نشاندهنده این موضوع بود که ۴ فروند جلویی اسکورت ۱۲ فروند بقیه هستند.به طور حتم همه ۱۲ فروند بمب افکن بودند .با توجه به اعلام رادار و مسیری که خودم در رادار میدیدم هدف آنها شهر کرمانشاه بود.در اطراف شهر کرمانشاه پدافند ما مستقر بود ، ولی ما در آن زمان موشکی که بتواندهواپیماهای دشمن را در ارتفاع بالا هدف قرار دهد در اختیار نداشتیم.این موضوع را علاوه بر من ، خلبانان عراقی هم می دانستند.ارتفاع آنها را بررسی کردم و متوجه شدم ۲دو هزار پا بالاتر از برد پدافند ما پرواز می کنند و در این حالت به راحتی به بالای شهر کرمانشاه می رسیدند و آنجا را بمباران می کردند. برای ثانیه ای حس کردم قلبم در حال فشرده شدن است .احساس خیلی بدی داشتم. با بمباران شهر کرمانشاه با این حجم بالای هواپیما فاجعه بزرگی رخ می داد.تعداد زیادی زن ، بچه ، پیر و جوان که همگی بی گناه کشته می شدند و کسانی که غیر نظامی بودند و هیچ نقشی در جنگ تن به تن نداشتند ، به شهادت می رسیدند.

نمی توانستم بی تفاوت باشم و به راحتی از کنار این موضوع بگذرم. به هر حال من یک ایرانی هستم و نما توانستم شاهد کشته شدن هزاران نفر از هموطنانم باشم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندهم.
طبق قانون، با توجه به اشکالاتی که در هواپیما بود ، باید گزارش می کردم و به اصفهان باز می گشتم ، ولی نمی توانستم این کار را انجام دهم.به حسینی گفتم: یدالله! بمب افکن های عراقی می توانند به راحتی کرمانشاه را بمباران کنند.خدا می داند که چند نفر در این بمباران کشته می شوند .به نظر تو بهتر است دو نفر آدم بمیرند یا دوهزار نفر؟؟؟؟؟ تصمیم من این است که با هواپیما ، خودمان را به آنها بزنیم و نابودشان کنیم. نظر تو چیست؟؟؟؟؟
حسینی گفت: جاوید من هم موافقم و آماده ام که این کار را انجام دهیم.
روی رادار بدون کد شروع به صحبت کردم و گفتم : تا آنجا که موشک داریم ، آن ها را می زنیم و سپس با هواپیما به داخل آنها می رویم و نابودشان می کنیم.خودمان هم اگر بمیریم هیچ اشکالی ندارد.
بی درنگ با خلبان تانکر تماس گرفتم و گفتم: گردش کند به سمت غرب تا به محض جدا شدن از او در راستای هواپیماهای دشمن باشم و بتوانم با سرعت خودم را به آنها برسانم.من باید قبل از آنها به کرمانشاه می رسیدم.
خلبان تانکر هم همین کار را انجام داد و من به محض قرار گرفتن در راستای غرب ، از تانکر جدا شدم.ارتفاع هواپیما را کم نکردم تا عراقی ها بتوانند من را در رادار ببینند و با توجه به اینکه می دانستم اگر روی رادار صحبت کنم ، صحبت های من همزمان توسط هواپیماهای استراق سمع عراقی برای آنها ترجمه می شود و به اطلاع خلبانان عراقی می رسد ، تصمیم گرفتم از این لحظه بدون کد روی رادیو صحبت کنم.
دسته استیک هواپیما را می فشردم و سرعت هواپیما را به حداکثر رساندم که حتما قبل از آنها به کرمانشاه برسم.هم سرعتم زیاد بود و هم ارتفاع را کم نکرده بودم.با این حرکت مطمئن بودم عراقی ها متوجه می شوند که در تصمیم خود مصمم هستم و مطمئنا سیستم استراق سمع این ماجرا را برای خلبانان عراقی ترجمه می کند.
با اضافه شدن سرعت ، شروع به شعار دادن روی رادیو کردم تا ترس و اضطراب را از دلم خارج کنم و نشان دهم که با اینکه به استقبال مرگ می روم، اما روحیه ام بالاست.
می گفتم: شما ایرانی ها را دست کم گرفته اید. تا آخرین قطره خونم از خاک وطنم دفاع می کنم .روی آنها قفل راداری نمودم و گفتم فعلا این موشک را از من داشته باشید . ولی موشکی در کار نبود .عراقی ها قادر بودند که توسط سیستم های جنگ الکترونیک خود متوجه قفل راداری من شوند.
متصدی رادار خودمان با کد به من اعلام کرد که برگردم و ادامه ندهم ، اما من گوش نمی کردم. با خود فکر می کردم که ایستگاه های استراق سمع عراقی ها صدای مرا شنیده اند و حتما تا به حال خبر حمله من را به اطلاع خلبانان خود رسانده بودند و با توجه به خاطراتی که عراقی ها از رویارویی با اف۱۴ داشتند، روحیه آنها خراب شده است.

متصدی رادار با فرماندهی تماس گرفته بود و خواستار دستور برای بازگشت من شده بود ، ولی ایشان هم اذعان داشته بود که من روی زمین هستم و جاوید نیا روی آسمان ؛ چطور او را منصرف کنم؟؟؟؟؟ من فکر می کنم ایشان هم می دانست که تصمیم من درست است و در صورت بمباران کرمانشاه چه فاجعه انسانی رخ میدهد.
حدود بیست تا بیست و پنج مایل با هواپیماهای دشمن فاصله داشتم که دو موشک حرارتی خود را با وجود اینکه می دانستم شلیک آنها از جلو هیچگونه تاثیری ندارد ، صرفا به منظور تخریب روحیه خلبانان عراقی شلیک نمودم.
در دلم شروع به دعا کردم:خدایا راضی هستم به رضای تو. خودت مواظب زن و فرزندانم باش.آنها را به خودت می سپارم و از درگاهت تقاضا دارم که آنها را در امان خودت قرار دهی. من به خاطر رضای تو این تصمیم را گرفته ام .خودت کمکم کن تا در راهی که پیش گرفته ام ، موفق باشم و بتوانم به بهترین شکل آن را انجام دهم.
به حدود دوازده -سیزده مایلی هواپیماهای دشمن رسیده بودم و زیر لب دعا می کردم که هواپیماهای دشمن قبل از من به کرمانشاه نرسند تا من حسابشان را کف دستشان بگذارم. ناگهان برای یک لحظه در رادار دیدم که هواپیماهای دشمن در حال گردش به سمت خاک خودشان هستند .همزمان دود و آتش را دیدم که تا ارتفاع ده دوازده هزار پا به آسمان بلند شده بود .تمام دنیا داشت روی سرم خراب میشد .فکر کردم شهر را بمبارن کرده اند ولی سریع به خودم مسلط شدم و دیدیم با توجه به مختصات ، آنها نمی توانسته اند در آن موقعیت روی شهر باشند.مسیر را با همان سرعت ادامه دادم تا آنها بدانند که همچنان در تعقیبشان هستم .روی شهر کرمانشاه رسیدم .خوشبختانه خبر خاصی نبود.مسیر را ادامه دادم و حدود چهار مایل بعد از شهر ، کوه های غرب شهر را غرق در آتش دیدم.
خلبانان عراقی از روی ترس ، تمامی بمب های خود را روی کوه ها رها کرده بودندو در حال فرار بودند. دیگر نتوانستم طاقت بیاورم و شروع به گریه کردم. حتی قادر نبودم جواب رادار را بدهم .حسینی هم مانند من در حال گریه بود.واقعا هیچ کس نمی تواند حال من را در آن لحظه درک کند. رادار هم مرتب موقعیت هواپیماهای دشمن را می خواست. وقتی به خودم آمدم با صدای بغض آلودی روی رادیو گفتم: هواپیماهای دشمن بمب های خود را خارج از شهر در بیابان رها کردند و به طرف خاک خودشان فرار کردند. ما ماموریت آنها را کنسل کردیم. صدای شور و شعف و گریه متصدیان رادار را از طریق گوشی کلاهم می شنیدم . من هم خدا را شاکر بودم که توانسته بودم ماموریت آنها را به هم بریزم و جان صدها انسان بی گناه را نجات دهم.ان شا الله که خدا هم این حرکت را از من بپذیرد.

گردآورنده: فتح.

میلیتاری
برگرفته از کتاب نبرد در آسمان.
استفاده با ذکر منبع مجاز است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 21:44  توسط یک آذری سرافراز | 

فرانسه نیز "نسل کشی ارامنه" را پذیرفته و به رسمیت شناخت

مجلس ملی فرانسه طی تصمیمی نسل کشی ارامنه را به رسمیت شناخت

مجلس ملی فرانسه لایحه مجازات انکارکنندگان نسل‌کشی ارامنه را تصویب کرد ....

برای مشاهده مابقی مطلب روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 19:3  توسط یک آذری سرافراز | 
پرندگان ایرانی را ببینید قبل از اینکه .....
 
پرنده‌نگری شاخه ای از توریسم است که در آن، متخصصان و علاقه‌مندان، برای مشاهده یك پرنده‌ خاص و یا گونه‌های مختلف پرندگان در یک منطقه و یا حتی برای دیدن یك مرحله از زندگی پرندگان به محل زندگی آنها سفر می‌كنند. در این شاخه از توریسم، داشتن اطلاعات تخصصی درباره پرندگان، شرایط زندگی آنها و محیط زیست ضروری است چرا كه پرندگان موجودات حساسی هستند و امكان آسیب‌رسانی به آنها بسیار بالاست.
 
به گزارش «تابناک»، اعلام «روز ملی پرنده نگری» در حالی صورت گرفت که در تقویم جهانی، روز هشتم ماه می‌(۱۸ اردیبهشت) «روز جهانی پرندگان» نام گذاری شده است و از سال گذشته قرار شد که در تقویم ملی کشورمان نیز هجدهم اردیبهشت، «روز ملی پرندگان» نام بگیرد. روزی که هنوز هم جای خالی‌اش به چشم می‌‌خورد.

فیاضی، مسئول کمیته ملی طبیعت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، در ارتباط با این موضوع به خبرگزاری ایرن گفت: «در بسیاری کشورهای اروپایی بیش از طرفداران فوتبال پرند‌ه‌نگر وجود دارد، درحالیکه تنها ۶۰۰ نوع پرنده در اروپاست، حال باید پرسید ایران با وجود ۵۱۷ گونه پرنده در کشور، چه سهمی از پرنده بینی را دارد؟»
 
آماری جالب توجه از تعداد پرندگان شناسایی شده در محدوده جغرافیایی وطنمان که در برخی منابع تا ۵۲۳ نوع نیز گزارش شده است.
 
 
تا سال های قبل از انقلاب، دشتهای ایران میزبان هفت نوع کوکر(کوکر بر وزن کوثر) بودند:
1.کوکر شکم سفید  (طلایی) (Pin-tailed Sandgrouse )
2. کوکر سبخی ( سبخ : شوره زار) یا کوکر شکم بلوطی  ( Chestnut-bellied Sandgrouse ) .
3.کوکر راه‌راه  (Lichtenstein’s Sandgrouse)
4. کوکر شکم سیاه (Black-bellied Sandgrouse)
5. کوکر خالدار (Spotted Sandgrouse)
6. کوکر گندمی (Coronated Sandgrouse)
7.کوکر دم دراز (Pallas’s sandgrouse)

در سالهای قبل و با بی توجهی و بی اهمیتی نسبت به حیات وحش و باز بودن دست مردم برای نابودی محیط زیست ایران، به تدریج از شمار کوکرهای سبخی (شکم بلوطی)  کاسته شد بطوری‌که بعد از سال 1361 تاکنون هیچ کوکر سبخی (شکم بلوطی) در جنوب ایران دیده نشده است. کوکر طلایی در حال حاضر تنها میهمانی است که هر بهار به ایران سر می‌زند، اما همین کوکر نیز که قبلا در گله هایی هشت هزارتایی به جنوب ایران مهاجرت می‌کرد، اکنون در دسته‌هایی صد تا دویست عددی دیده می‌شود.
 
کوکر شکم سفید از جمله پرندگان بومی ایران است که در ۱۵ سال گذشته از پراکندگی فراوانی برخوردار بوده است، اما در حال حاضر به رغم کاهش چشم‌گیر این پرنده، از وضعیت تعداد و پراکندگی آنها اطلاع دقیق و مستندی در دست نیست.
کوکر شکم سفید (طلایی) در حال انقراض است!
 
برای مشاهده مابقی مطلب لطفا روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1390ساعت 1:26  توسط یک آذری سرافراز | 
اگر کسی به حرمت این آب و خاک ایمان دارد باید بداند تاریخ اش تنها آرامگاه کوروش نیست، ستون های ریخته و نریخته تخت جمشید هم نیست، فراخ کردن گلو و فریاد زدن ای ایران ای مرز پرگهر هم به تنهایی نشانه وطن پرستی نیست، دوست داشتن تمام موجوداتش نشان وطن پرستی است، هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که نشان بدهد ما از آن قوچی که بر فراز کوههای زاگرس ایستاده است ایرانی تر هستیم، تمام موجودات این آب و خاک از آن کرم خاکی که زمین را شخم می زند و هوای تازه به ریشه ها می رساند تا آن عقاب که آسمان را می شکافد همه متعلق به این سرزمین هستند و باید حرمت شان حفظ شود.

شاید شما هم نمونه هایی از این برخوردها نسبت به جانداران در جاده ها را شاهد بوده اید که رانندگانی با سرعت خرگوش و روباه را که قصد عبور از عرض جاده ای را دارند دنبال می کنند که زیر بگیرند و بکشند و احتمالاً برگ زرینی به خاطرات خود اضافه کنند و در مهمانی های خانوادگی با افتخار بگویند بله! در جنگل گلستان با پراید روباه را جوری زیر گرفتم که با خاک انداز هم نمی شد جمع اش کرد!!

اگر برای نفت این کشور دل می سوزانید، اگر هدر دادن بنزین و آب و گاز دغدغه تان است، اگر دور ریختن نان و پسماند مواد غذایی را اسراف می دانید، اگر از درشتی کلمه ای به خشم می آئید و آن را توهین به فرهنگ و لهجه تان می دانید، اگر از دیدن فیلم ضد ایرانی 300 و کتاب« بدون دخترم هرگز » دل چرکین می شوید، اگر حاضرید مقابل هر تهدید خارجی و نشانه رفتن اسلحه ای به سوی این کشور سینه سپر کنید، اگر به گذشتگان و بزرگان این سرزمین احساس دین و ارادت می کنید ایمان داشته باشید در مقابل تمام موجودات این سرزمین مسئول هستید.
جاندارانی که در مقابل بی پروایی و خشونت ما حتی نمی توانند فریاد بزنند، با بی بی سی مصاحبه کنند یا برای « بان کی مون» در سازمان ملل رنجنامه بنویسند!


تفنگت را زمین بگذار، شکارچی!

برای مشاهده مابقی مطلب روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 16:40  توسط یک آذری سرافراز | 

خبرهای مسرت بخش برای دشمنان قسم خورده ایران بخصوص وطن فروشان پانترک

دشمنان قسم خورده ایران دست در دست هم در حال نابود کردن تاریخ و تمدن ایران

ا س ل ا م و پانترکیسم دو دشمن هم پیمان و مشترک، دست در دست هم در حال نابود کردن ایران و تاریخ ایران

تخت جمشید ترک خورد/ عظیم ترین و قدیمی ترین بنای سنگی جهان در حال ریزش کامل و خرد شدن

در ادامه

تخريب كامل يك تپه اشكاني با بيل مكانيكي

و

معاون وزیر آموزش و پرورش: کوروش، داریوش، شاه عباس و نادر بزودی در کتابهای تاریخ محاکمه خواهند شد!

معاون وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی: پادشاهان از کتاب‌های درسی تاریخ حذف نمی‌شوند، اما محاکمه می‌شوند

و

تخریب تاریخ و تمدن ایران به قلم برادران عزیز حزب اللهی با موضوع: «پاسارگاد» ساخته‏ی یهودیان یا ایرانیان؟

و اما برای مشاهده ادامه مطلب روی گزینه ادامه مطلب کنید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 19:31  توسط یک آذری سرافراز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر، به جنگ آوریم
جهان بر بداندیش تنگ آوریم
همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
اگر کُشت خواهد تو را روزگار
چه نیکو تر از مرگ در کارزار

سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند.
تو این معتصم، خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت. من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد.
من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند. مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .
مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدین سان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:

پاینده ایــــــــــــــــــــــــــــــــــــران

پیوندهای روزانه
این همه پیامک علیه قوم لر!
نگاهی به یک دهه فعالیت به اصطلاح هویت‌طلبان در آذربایجان/ دست ‌نوشته‌های یک ملی‌گرای آذری
بعضی ها خیلی دوست دارند ایران و آمریکا را به جان هم باندازند/ برخی کشور های عربی از ایران چه می خواهند؟
انتصاب های غیر مسؤولانه و ریاست مدیران بی تجربه/ گردشگری ایران به خاک سیاه نشسته است/ دولت نهم و دهم صنعت گردشگری ایران را به خاک سیاه نشاند
اعترافات تکان دهنده یکی از نمایندگان مجلس
کشته شدن 35 غیر نظامی کرد توسط ارتش ترکیه / ارتش ترکیه 35 نفر از شهروندان غیر نظامی خود را به اشتباه قتل عام نمود
اول ژانویه؛ روزی که روسیه ایران را به کام خودخواهی خویش کشید
حمله نماینده کرد مجلس ترکیه به اردوغان
اسنادی که حقانیت ایران و ایرانیان را نشان میدهد/ نقشه هایی از سیصد سال پیش کشور ایران در آرشیو نخست وزیری ترکیه
طرح نمایندگان آذربایجان ایران برای بازنگری در قرار داد ترکمنچای آماده شد
آیا میتوان اسکندر را بخاطر خدمت ناخواسته ای که با آتش زدن تخت جمشید به ایران، تاریخ ایران و مردمان ایران کرد، بخشید؟ / لوحهایی خشتی که تاریخ باستان ایران و جهان را دگرگون ساخت
حقایقی در مورد فرقه دمکرات آذربایجان و سید جعفر پیشه وری
اعتراف غلام یحیی دانشیان به شکست فرقه در 19 آذر 1325 و متن تلگراف او به پیشه وری+عکس
عضو سابق منافقین خلق: ما آفتابه صدام بودیم!
عبدالله گل: ایران کشوری نیست که کسی بخواهد با آن شوخی کند
پیشنهاد اوجالان برای کمک به بشار اسد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
پیوندها
آنایوردوم ایران
تاریخ ایران
پان ترک ستیز
من یک آذری آریایی ام، نه یک ترک
تمدن باستان
ایران شمالی، خبر درباره سرزمینهای قفقازی ایران
انتظار وصل ایران شمالی
تفنگم در دست، سرودم بر لب، همه ایران را می بوسم
دیار خسروانی
کارون
چنین گفت سینوهه
اذربایگان همیشه ایرانی
خبرگزاری عصر ایران
یاشا ایرانیم یاشا
کانون پژوهش های مردمی پان ترکیسم
آذربایجان؛ یاشاسین ایران
هویت من..؟؟
دست ‌نوشته‌های یک ملی‌گرا (وطنیسم)
کمیته مبارزه با خائنان در شمالغرب
میهنم ایران - دیارم آذرآبادگان
خبرگزاری آران
«هویت» جستارهایی از موضع «دفاع ملی»
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM